است تا به دورترين كمالى برسد كه به حسب رتبهاش در وجود به او اختصاص دارد ، آنچه در اين ميان به انسان اختصاص دارد ؛ به طور خاص سعادت نهايى انسان ناميده مىشود و براى هر انسان نسبت به انسان ديگر به حسب رتبه او در انسانيت فرق مىكند و عبارت است از سعادت نهايى كه مخصوص آن جنس است . امر جزيى كه براى اين غرض وجود دارد ، جزيى است كه هر چيز را در جاى خود قرار مىدهد و صناعت جزيى كه غرض آن اين غرض مىباشد صناعت جزييهء برترى مىباشد كه هر چيز را در جاى خود قرار مىدهد و كسانى كه در راه تأديب امّتها و شهرنشينان به طور دلبخواهى به كار گرفته مىشوند عبارتند از اهل فضايل و صنايع منطقيه .
علوم پادشاهى
49 . روشن است كه پادشاه احتياج دارد به امور نظريهء معقولهاى كه شناخت آنها با براهين يقينيه حاصل مىشود عادت كند ، پس در هر يك از آنها ، طرق اقناعى ممكن در آنها را مىطلبد و در هريك از آنها تمام راههاى ممكن اقناعى را جستجو مىنمايد . اين كار با توجه به قوتى كه براى اقناع در تكتك اشيا دارد ، براى او ممكن است . در اين راه لزومى ندارد كه بر خود اشيا تكيه كند ، بلكه مثال آنها را مىگيرد ، اين مثالها بايد مثالهايى باشند كه امور نظريه را نزد جميع امم به طور مشترك به بند خيال بكشند و مثالها را طورى قرار مىدهد كه تصديق به آن از راههاى اقناعى ممكن باشد و در تمام آنها