هستى ، شامل علم به اجناس اربعه مىشود كه به وسيلهء آنها سعادت نهايى براى اهل شهرها و امّتها حاصل مىگردد . آنچه پس از اين كاوش نظرى باقى مىماند اين است كه اين چهار امر ، به صورت بالفعل در امتها و شهرها چنانكه امور نظرى اقتضا مىكنند موجود است .
رابطهء امور نظرى و خارجى
20 . آيا تصور شما اين است كه اين نظريه در مورد اشيايى كه به وسيلهء آنها در شهرها و امتها فعليت مىيابند نيز چيزى عرضه مىكند ؟
بله ، آنچه به صورت معقول به ما عرضه داشت روشن بود .
اگر بر اين رأى باشيم كه با ارائه معقول شئ ، آن شئ با كيفيتى كه در خارج تحقق مىيابد نيز ارائه شده است ، نتيجه اين خواهد بود كه علوم نظرىاى كه در مورد هر شىاى وجود دارد ، آن شئ را به صورت بالفعل ارائه مىنمايد . مثل اينكه ، وقتى در مورد بنّايى به طور معقول بحث شود و تعقل شود كه بنّايى چگونه شكل مىگيرد و بنّا خود چگونه است ، بنّايى در انسانى كه صناعت بنّايى را تعقل كرده است پديد آيد يا اينكه اگر بنّا به طور معقول ارائه شود نتيجه اين باشد كه بنّا در خارج موجود گردد . اگر مثالهاى بالا درست باشند ، آنگاه مىتوان گفت كه علوم نظرى باعث پديد آمدن امور خارجى نيز مىشوند .
اعراض تبديلپذير
21 . اگر اينطور نباشد كه با تعقل شىاى آن شئ به صورت قابل تحقق