است كه براى آن عايق محسوب مىشوند . بعضى از اين موانع امور طبيعىاند و برخى ديگر ارادى بوده ، از اراده ديگران ناشى مىشوند .
معقولات اراديه در زمانهاى مختلف
23 . اين معقولات اراديه در زمانهاى مختلف با يكديگر تفاوت مىيابند ، بدين معنى كه در يك زمان خاص ، اعراض و احوالى بر آنها عارض مىشود كه در زمانهاى قبل يا بعد از آن زمان خاص ، بر آن عارض نشده است ؛ اما اين مسأله به تفاوتهاى ناشى از زمان منحصر نمىشود ، بلكه همچنين احوال اين معقولات اراديّه با تفاوتهايى كه در مكانهاى به وجود آمدن آنها وجود دارد نيز متفاوت مىشود . اين مسأله در اشيا طبيعى مثل انسان نيز روشن است ؛ چرا كه وقتى انسانى در خارج از نفس ، بالفعل وجود مىيابد ، آنچه پديد آمده است از جهت احوال و اعراضى كه در آن وجود دارند ، در يك زمان خاص با آنچه در زمان ديگر پديد مىآيد تفاوت مىكند . همينطور است اعراض و احوالى كه در او پديد مىآيد [ با توجه به مكان ] آنچه در يك بلاد پديد مىآيد با آنچه در بلاد ديگرى شكل مىگيرد فرق دارد و با اين همه ، امر معقول در تمام آنها يك چيز است كه به عنوان معناى انسان لحاظ مىشود .
مقترنات اشيا ارادى در زمانهاى مختلف
24 . اشيا ارادى نيز همين گونهاند ، چيزهايى مثل عفت و آسانگيرى و