ممكن نيست وجود يابند مگر اينكه اين عوارض قرين آنها شوند و هرچه شأن آن اين باشد كه با اراده ايجاد شود ، ممكن نيست به تنهايى وجود يافته يا به آن علم حاصل شود . بنابراين لازم است هرگاه اين تصميم وجود داشته باشد كه معقولات ارادى بالفعل ، خارج از نفس پديد آيد ؛ اولا به احوالى علم حاصل شود كه شأن آنها اين است كه به هنگام وجود آن اشيا با آنها قرين شوند و با توجه به اين كه اين اشيا از آن دسته چيزهايى نيستند كه وحدت عددى داشته باشند ، بلكه با وحدت نوعى يا جنسى پديد مىآيند ، احوال و اعراضى كه مناسبت دارند قرينشان شوند ، احوال و اعراضى هستند كه دايما در تبدلاند ، زياد شده ، كم مىشوند و برخى با برخى ديگر تركيب مىگردند .
آن هم نوعى از تركيب كه قوانين صورى آنها را تحت پوشش خود قرار نمىدهند و به هيچ وجه دچار تبديل و انتقال نيز نمىشوند ، بلكه براى بعضى از آنها اصلا نمىتوان قوانينى قرار داد و براى برخى ديگر ممكن است قوانينى وضع نمود ، [ ولى ] قوانينى كه تبديل مىيابند و كلماتى كه دگرگون مىشوند و آنهايى كه اصلا نمىتوان براى آنها قوانينى فرض كرد ، آنهايى هستند كه تبدلشان تبدلى دايمى است در زمانهايى كوتاه ، و آنهايى كه مىتوان برايشان قوانينى قرار داد ، آنهايى هستند كه احوال آنها در مدت طولانى تبديل مىيابد و موجوداتى كه از آنها حاصل مىشوند ، در بسيارى از موارد به همان صورتى پديد مىآيند كه فاعل اراده كنندهء آنها خواسته است و گاهى نيز اصلا از آنها چيزى به دست نمىآيد و اين به دليل متضاداتى
تحصيل السعادة والتنبيه على سبيل السعادة ( سعادت از نگاه فارابى ) ( فارسى ) — صفحة 35
مساهمون: أبو نصر الفارابي
ص٣٥