موجودات وجود دارند ، مىرسد و در اين سير براى جستجوگر روشن مىشود كه هيچيك از اشيا اين جنس نمىتوانند داراى ماده باشند و اينكه سزاوار است در هر يك از اين موجودات جستجو شود كه به درستى چيست ( ما ذا ) و چگونه وجودى دارد ( كيف وجوده ) و از سوى چه فاعلى پديد آمده است و براى چه پديد آمده است ( لماذا وجوده ) . اين جستجو به طور دايم ادامه مىيابد تا اينكه به موجودى منتهى شود كه به هيچ وجه ممكن نباشد كه مبدائى از اين مبادى برايش وجود داشته باشد ، نه ما ذا وجوده ، نه عما ذا وجوده ، نه لماذا وجوده ، بلكه آن موجود ، خود مبدأ اول براى تمام موجوداتى باشد كه ذكر آنها گذشت و او كسى است كه وجود تمام آنها به وسيلهء او و از او و براى اوست . آن هم به شكلى كه به هيچ وجود نقصى بر او وارد نشود ، بلكه به كاملترين شكلى است كه يك شئ مبدأ براى موجودات است .
مبادى الهيه
17 . وقتى به اين پايه از دانش وقوف يافت ، نوبت به جستجو در چيزهايى مىرسد كه وقتى چنان وجودى مبدأ آنها و سبب وجود آنها باشد ، لازم مىآيد كه در آنها وجود داشته باشد . پس اين كار را از آن موجودى كه رتبهاش در وجود مقدم بر همه است شروع مىكند ( موجودى كه عبارت است از نزديكترين موجودات به او ، تا آنكه برسد به آخرين موجودات در رتبه وجودى ) كه دورترين آنهاست به