در خارج ارائه مىشود ، ارائه معقول شىاى به ارائه بالفعل آن نينجامد آنگاه ضرورتا وقتى قصد ايجاد اين اشيا را داريم ، لازم مىشود به چيز ديگرى غير از علم نظرى نيز توجه نماييم ؛ زيرا اشيا معقوله ، از آن حيث كه معقولند خالى از احوال و اعراضى هستند كه متعلق به آنهاست و در خارج از نفس به آن متصفاند . اين اعراض در مورد اشيايى كه به صورتى واحد به وجود خود ارائه مىدهند ، به هيچ وجه تغيير و تبديل ندارند ، امّا در آنهايى كه افراد متكثر ، ذيل يك نوع هستند و با اين عنوان به وجود خود ادامه مىدهند ، اين اعراض تبديل پذيرند . بنابراين وقتى كه در خارج از نفس به ايجاد اشيايى كه وحدت نوعى دارند احتياج مىشود ، بايد به آنها احوال و اعراضى كه شأن آنها اين است كه به هنگام تحقق خارجى اين اشيا به آنها اضافه شوند ، ملحق شود . اين مسأله در مورد معقولات طبيعيه كه با وحدت نوعى وجود پذيرفته ، دوام مىيابند و در مورد معقولات اراديّه عموميّت دارد . تفاوت اين است كه معقولات طبيعيه كه خارج از نفس وجود مىيابند به وسيلهء طبيعت وجود يافته و اين طبيعت است كه اين اعراض را به آنها ملحق مىسازد .
ملزومات محقق شدن معقوات ارادى در خارج از نفس
22 . اما در مورد معقولاتى كه مىتوان در خارج از نفس ، به وسيلهء اراده ايجاد كرد ، بايد گفت اعراض و احوالى كه به هنگام وجود خارجى آنها قرينشان مىشود ، از اراده بسيار دور است . و از طرفى آن اشيا نيز