هر نوع از هر جنس
11 . پس در اين مقطع ، ناظر بايد كليهء مبادى تعليمىاى را كه در جنس امور جزييه وجود دارد - كه آنها همان مقدمات اوليه هستند - اخذ نموده و نيز نظر كند در آنچه كه از علم اول براى او حاصل شده است و از آن بين ، چيزى كه مىداند مناسب است به عنوان مبادى تعليم در اين علم مورد توجه قرار گيرد را اخذ نمايد . بدين ترتيب او از نظر كردن در اجسام آغاز مىكند ، سپس در چيزهايى كه متعلق به اجسام هستند نظر مىكند ، پس از آن در جنس اجسام نظر مىنمايد كه اين مىشود عالم و اشيايى كه عالم محتوى آنهاست و به طور كلى آنها اجناس اجسام محسوسه هستند يا چيزهايى كه اشيا محسوسه براى آنها ايجاد شده است ، آن عبارت است از اجسام سماوى ، سپس زمين ، آب ، هوا و آنچه با هوا متجانس است مثل آتش و بخار و امثالهم ، سپس اجسام سنگى و معدنى كه بر روى زمين يا در عمق آن واقع است ، سپس نبات و حيوان غير ناطق و حيوان ناطق و در جنس هر يك از چيزهايى كه اكنون شمرده شد و هر نوع از هر جنس ، به وجود آن و كليهء مبادى وجود آن پرداخته مىشود . بدين ترتيب در هر يك از مطلوبهاى فوق ، به اين مطالب كه آن چيز موجود است و چيست ( ما ذا ) و به وسيلهء چه چيز موجود است ( بما ذا ) و وجود آن چگونه است ( كيف وجوده ) و وجود آن از چه چيز است ( عما ذا وجوده ) و براى چه چيز موجودات ( لاجل ما ذا وجوده ) مىپردازيم .
در هيچ يك از آنها به مبادى قريبه اكتفا نمىشود ، بلكه به مبادى و