نيز با تعليم بزرگىها ياد داده مىشود . سپس بزرگىهايى مورد توجه قرار مىگيرند كه عدد به آنها نسبت « 1 » داده مىشود .
به دو دليل اين اندازهگيرى و ترتيب و استحكام و سامانبندى مناسب براى اعداد و اعظام به وجود مىآيد :
1 . از آن جهت كه اين ويژگىها براى اعظام به اعتبار اعظام بودن به وجود آمده است ؛
2 . از آن جهت كه اين ويژگىها را به اعتبار عدد بودن دارد ؛ و آنچه جزء اعظام نباشد ويژگىهاى عدد بدان ملحق مىشود . و در اين صورت الحاق آنها به اعتبار اعظام بودن آنهاست . سپس به ساير موجودات توجه مىشود تا هر موجودى كه قابليت اندازهگيرى و ترتيب و سامانبندى مناسب دارد ، در اين ويژگىها بدان ملحق شود .
طبيعت
10 . پس در ابتدا از اعداد شروع مىشود ، سپس به بزرگىها ( - اعظام ) مىرسد ، و بعد به ساير اشيايى كه اعداد و بزرگىها ، بالذات به آنها ملحق مىشود مثل مناظر و اعظام متحركه كه عبارتند از اجسام آسمانى ، سپس به موسيقى و اوزان و حيل . پس شكل كار بدين ترتيب است ، از چيزهايى كه بدون ماده فهميده شده و تصور مىشود شروع شد ، سپس به چيزهايى پرداخته مىشود كه شأن آنها اين است كه
هامش
( 1 ) . براى مثال به سطح يك مثلث يا حجم يك كره ، مىتوان عددى نسبت داد .