تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحصيل السعادة والتنبيه على سبيل السعادة ( سعادت از نگاه فارابى ) ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
را در تبيين مبدأ آن و در تبيين آن اشيا ديگر كه از ما مخفى است و از آن به وجود مىآيد به كار مىبريم . روشن است كه آن مبدأ ، نسبت به وجود مبدأ خودش ، تنها علم به وجود آن را به ما مىدهد و نسبت به آن اشيا ديگر ، علم به وجود آن‌ها و علم به سبب وجود آن‌ها را در اختيار ما مىگذارد .

اولين جنس از موجودات

9 . پس اولين جنس از موجودات كه در آن‌ها نظر مىشود ، چيزى است كه براى انسان سهل‌تر بوده ، احتمال آنكه در مورد آن‌ها به حيرت و اضطراب ذهن بيفتد كم‌تر است و آن عبارت است از اعداد و اعظام « 1 » و علمى كه شامل جنس اعداد و اعظام مىشود ، علم امور تعليمى است . « 2 » در اين علم اولا از اعداد آغاز مىشود و اعدادى آموخته مىشود كه به وسيلهء آن‌ها اندازه‌گيرى ممكن مىگردد . با اين شيوهء تعليم در عين حال آموخته مىشود كه اين اعداد چگونه در اندازه‌گيرى بزرگىهايى كه بايد مورد اندازه‌گيرى قرار گيرند به كار مىروند . در عين حال ، اشكال و وضعيت‌هاى مختلف و ترتيب خوب آن‌ها و استوارى كنار هم چيدن آن‌ها و زيبايى نظم دادن به آن‌ها
هامش
( 1 ) . كلمه‌اى كه فارابى استعمال كرده است « اعظام » است ، اين كلمه جمع كلمه عظم به معناى بزرگى و اندازه است . در ادامهء متن مقصود دقيق او از اين كلمه روشن مىشود . مترجم ترجمهء مناسبى براى اين كلمه نمىيابد و تسامحا آن را به « بزرگىها » ترجمه كرده است . ( 2 ) . در فلسفه قديم به رياضيات ابتدايى و مقدمات آن و . . . علم تعليمى مىگفتند . كلمه‌اى كه فارابى به كار برده است « علم التعاليم » مىباشد . كلمه يونانىacitamehtamبه معناى علم تعليمى است ، نه اين كه فارابى آن را جعل كرده باشد .