باطلى كه انسان در ذهن بدون اينكه بداند به آن معتقد شده است و از بين بردن باطل در ديگران اگر بدون آگاهى به آن دچار شده باشند ، دست مىيابد . تا آنجا كه اگر انسان اراده كند مطلوبى را بشناسد ، چيزهايى را به كار مىگيرد كه به درستى باعث شناسايى مطلوب او شود و هر وقت در اعتقاد به چيزى برايش شك پيش آمد كه آيا آن چيز درست است يا نادرست ، امكان امتحان كردن اينكه مطلب درست است يا نادرست تا رسيدن به يقين وجود دارد و اگر در اين ميان به طور اتفاقى بدون آنكه درك كند به باطلى دچار شد ، برايش ممكن است كه با تعقيب كردن مطلب ، باطل را از ذهن خود خارج كند ، پس وقتى اين صناعت به كيفيتى است كه ما توصيف كرديم ، ضرورتا لازم است كه به اين صناعت ، مقدم بر ساير صناعات توجه نمود .
عقل ، خاصترين خوبىها
18 . با توجه به اينكه بعضى از خيراتى كه براى انسان وجود دارد خاصتر است و بعضى كمتر خاص است و خاصترين خير در انسان عقل اوست ، چرا كه آنچه [ انسان ] به داشتن آن انسان مىشود عقل است ، و از طرفى آنچه صناعت منطق را براى انسان حاصل مىكند عقل اوست مىبايد گفت كه اين صناعت خوبىهايى را براى انسان حاصل مىكند كه خاصترين خوبىها براى انسان است .
كلمهء « 1 » عقل گاهى به ادراك كردن چيزى توسط ذهن انسان اطلاق
هامش
( 1 ) . كلمه « كلمه » و « لفظ » هر دو در ترجمهء كلمه « اسم » استفاده شدهاند .