باعث شناخت عبارت درست و توانايى بر آن مىشود ، نحو است و سبب اشتباه در مورد آنچه مقصود صناعت نحو است با آنچه مقصود صناعت منطق است ، فقط مشاركت در لفظ است ؛ زيرا هر دو به لفظ منطق خوانده مىشوند . با اين تفاوت كه در منطق مقصود از اين لفظ ، هر دو معناى آن است و در ديگرى ، فقط يك معنى آن مورد نظر است و ميان صناعت نحو و منطق نوعى تشابه وجود دارد و آن اينكه صناعت نحو باعث شناخت صواب آنچه گفته مىشود است و باعث توانايى پيدا كردن بر آن مىگردد با اين قيد كه عادت اهل هر زبان [ هر ] چه [ مىخواهد ] باشد [ نحو عربى با نحو فارسى فرق دارد ولى هر دو به اصلاح بيان منجر مىشود ] .
اما صناعت منطق باعث شناخت تعقلات درست مىگردد و قدرت به دست آوردن درست در تعقلات را ايجاد مىكند و همانطور كه صناعت نحو ، زبان را حفظ مىكند تا از آن جز درست ، مطابق آنچه عادت اهل هر زبانى است سرنزند ، صناعت منطق نيز به همين شكل ذهن را قوام مىبخشد تا اينكه جز به درستى در مورد اشيا نينديشد و به طور خلاصه نسبت نحو به الفاظ مثل نسبت منطق است به معقولات و اين است آن تشابهى كه ميان آنها هست ، اما اينكه يكى از آنها ديگرى باشد يا يكى داخل ديگرى باشد « 1 » نه ، اينطور نيست .
با اين بيان ، روشن مىشود كه راه رسيدن به سعادت چگونه است و چگونه بايد در اين راه سلوك كرد و مراتبى كه بايد در آن قدم نهاد
هامش
( 1 ) . مفاد كروشه از نسخه ب اضافه شده است .