كدام است . پس اولين مراتب اين سلوك تحصيل صناعت منطق است . « 1 » و هر صناعتى را وقتى مىتوان شروع كرد كه فراگيرى امورى را كه در كشف آنچه صناعت بر اساس آن است ، به كار مىرود ، داشته باشد ؛ پس سزاوار است كه اولا امورى را كه در كشف آنچه آن صناعت بر اساس آن استوار است به كار مىگيريم ، بشناسيم و آنچه در شناخت چيزهايى كه در هر صناعتى هست به كار مىرود ، از جمله امورى است كه انسان بايد آنها را قبل از شروع صناعت به دست آورده باشد اين امور « اوايل » « 2 » ناميده مىشوند كه به وسيلهء آنها مىتوان با صناعت پرداخت . و از امورى كه شناخت آنها بر انسان لازم است ، نوعى است كه هيچكس بعد از داشتن سلامت ذهن از آنها خالى نيست ، مثل اينكه كل شى بيشتر و بزرگتر از جز آن است و انسان اسب نيست و اينها « علوم مشهوره » يا « اوايل متعارفه » ناميده مىشوند ، اينها چيزهايى هستند كه اگر كسى آنها را زبانش انكار كند ، نمىتواند در ذهنش نيز انكار نمايد ؛ چرا كه برايش امكان تصديق خلاف آنها وجود ندارد و برخى از آن امور نيز هست كه تنها برخى از مردم به آنها معرفت دارند .
از اين دسته ، امورى هست كه به آسانى مىتوان بر آنها وقوف يافت و برخى هست كه همه از معرفت آن برخوردار نيستند و ما آنها را با فكر خود به دست مىآوريم و به معرفت آنها به مدد آن اوايلى
هامش
( 1 ) . از آنجا كه در ميان صناعات ، سزاوار است مطالعه را با اين صناعت آغاز نمود .
( 2 ) . امكان ترجمه اين عبارت وجود دارد و عدم ترجمه براى آشنايى با اصطلاح است .