صناعات را حاصل مىكند « 1 » و معرفت حق و يقين لامحاله زيباست .
بدين ترتيب معلوم شد كه مقصود در تمام صناعات ، يا زيبايى است يا منفعت ، بنابراين صناعات دو دستهاند : يك دسته آنهايى كه مقصود در آنها تحصيل زيبايى است و دسته ديگر صناعاتى كه مقصود در آنها تحصيل منفعت است . آن صناعتى كه مقصودش تنها تحصيل زيبايى است ، همان چيزى است كه فلسفه ناميده مىشود و به طور كلى حكمت خوانده مىشود و در ميان صناعاتى كه مقصود در آنها ، رسيدن به منفعتى است ، چيزى نيست كه به طور كلى بتوان آن را حكمت خواند ؛ ولى اى بسا بعضى از انواع آن را بر اساس مشابهت با فلسفه به اين نام بخوانند .
منطق ، مقدم بر ساير صناعات
17 . و ازآنرو كه زيبا ، خود بر دو دسته بود ، يك دسته تنها علم و دسته ديگر علم و عمل ، صناعت فلسفه نيز به دو دسته تقسيم مىشود : يك دسته آنچه به وسيلهء آن شناخت موجوداتى كه انسان در آنها فعلى ندارد حاصل مىشود ، اين دستهء فلسفه نظرى خوانده مىشود و دومى صناعتى است كه به وسيلهء آن شناخت امورى كه شأن آنها اين است كه به صورت عملى درآيند و نيرو يافتن بر انجام درست آنها واقع مىگردد و اين فلسفه عملى ناميده مىشود .
هامش
( 1 ) . ترجمه اين قسمت بر اساس نسخه ح انجام شده است و در متن آمده است . من قبل أنّ تحصيلها العلم و اليقين بالحق . . . كه به سخنى ترجمه مىشود .