صناعات ديگر حاصل مىشود . بدين ترتيب ، صناعات نيز خود دو قسم است . يك قسم كه به وسيلهء آن براى ما معرفت آنچه فقط متعلق شناخت واقع مىشود به دست مىآيد و قسم ديگر صناعاتى كه به وسيلهء آنها براى ما علمهايى كه ممكن است به عمل بيايند و قدرت بر عمل به آن علم به دست مىآيد و صناعاتى كه باعث به دست آمدن علم منجر به عمل و قدرت بر عمل مىگردد ، خود دو دسته است :
يك دسته آن صناعات كه انسان به وسيلهء آن در شهرها تصرف مىكند ؛ مثل طب و تجارت و كشاورزى و ساير صناعات كه به اينها شبيه است و دسته ديگر صناعاتى كه انسان به وسيلهء آن در سيرتها تصرف مىكند كه كداميك نيكوتر است و به وسيلهء آن اعمال نيك و افعال صالحه را تميز مىدهد و به كمك آن در انجام اين اعمال نيرو مىگيرد .
هريك از اين صناعات سهگانه به نوعى مقصودى انسانى دارند ، منظورم اين است كه مقصودى دارد كه خاص انسان « 1 » است و مقاصد انسان سه گونه است : لذيذ و نافع و جميل و نافع يا در جهت لذت است يا نافع در جهت زيبا ، لذتبخش و سودبخش و زيبا و سودبخش يا در جهت لذت سود مىدهد يا در جهت زيبايى و مقصود صناعاتى كه به وسيلهء آنها در شهرها تصرف مىشود سودبخش است و مقصود صناعاتى كه به وسيلهء آن سيرتها تميز داده مىشوند و با آن نيرويى بر كارى كه خير دانسته شده است به دست مىآيد ، زيبايى است . به آن دليل كه علم و يقين به حق اين
هامش
( 1 ) . كلمه انسان از نسخه م به متن اضافه شد .