كسانى هستند كه داراى نيروى اراده هستند ، اما از قدرت تشخيص و سنجش جوانب و عواقب امور بهرهاى ندارند ، آنكسى كه چنين باشد ، كسى كه برايش جوانب و عواقب امور را مىسنجد ديگرى است ، در اين حال او يا مطيع شخصى است كه براى او اين سنجش و انديشه را انجام مىدهد يا مطيع نيست . پس اگر او مطيع نباشد ، كه او هم بهيمى است ؛ اما اگر مطيع باشد در اكثر افعالش پيروز و كامياب است و به همين وسيله از غلام بودن رها شده ، با آزادگان مشاركت مىنمايد .
لذاتى كه در پى افعال پديد مىآيند ، بعضى شناخته شدهتر از بعضى ديگرند و ما آنها را شديدتر ادراك مىكنيم و برخى مخفىترند و چيزى شناختهشدهتر است كه به صورت عاجل حاصل شده ، زود به دست آيد و آن [ لذت محسوس است . اذيت و رنج نيز اينطور است ، يعنى اذيتى كه به طور عاجل سر مىرسد و زود مىآيد ] « 1 » از امر محسوس سرمىزند ، پس نزد ما ظاهرتر است به خصوص اگر درعينحال همراه رنجى باشد كه در شريعت وضع شده است و ساير لذات و رنجها از اين نوع مخفىتر است و مخفىتر از آن لذاتى است كه بالطبع است و در عاقبت و پس از گذشت زمان طولانى روى مىنمايد و درعينحال غير مفهومى است از اين دسته آنچه زودتر فرامىرسد و بالطبع نيز هست ، كمتر مخفى است و آنچه ديرتر فرامىرسد و غير محسوس نيز هست ، مخفىتر است .
هامش
( 1 ) . در متن كتاب ، اين كروشه آمده است و ما نيز ترجمه نمودهايم . در نسخههاى ديگر ، مثلا نسخه ب ، اساسا اين قطعه وجود ندارد و ترجمه آن درستتر به نظر مىآيد . بنابراين پيشنهاد مترجم درك مطلب بدون اين كروشه است .