كرديم ، آن لذت را با رنجى كه عاقبت در پى آن مىآيد ، پيش روى هم قرار دهيم و به وسيلهء آن ريشهء لذتى كه ما را به انجام فعل قبيح دعوت مىكند از جا درآوريم . بدين ترتيب ترك كردن قبيح براى ما آسان خواهد شد و هروقت مايل شديم كه كار خوبى را به دليل رنج و اذيت زودگذرى كه در پى دارد ترك كنيم ، آن را با لذتى كه عاقبت از پس كار خوب مىآيد مقايسه نماييم و بدينوسيله رنجى كه ما را از انجام جميل منصرف مىسازد ، در هم بكوبيم . بدين ترتيب انجام كار خوب براى ما آسان مىشود و همچنين هرگاه به قبيحى به سبب لذت زودگذرى كه در آن هست ميل كرديم ، آن را با زشتى كه به زودى به دنبال دارد مقايسه نماييم .
برده و آزاده
15 . برخى مردم هستند كه داراى قدرت سنجش اطراف و عواقب امورند و همچنين از نيروى اراده در مورد آنچه اين سنجشها اقتضا مىكنند برخوردارند . چنين كسى است كه ما او را معمولا به شايستگى آزاده مىناميم و آنكسى كه اين دو را نداشته باشد ما او را معمولا انسان بهيمى ( انسان چهارپا صفت ) مىناميم و هركس فقط از نيكويى قدرت سنجش بدون نيروى اراده برخوردار باشد ، به او غلام طبيعت مىگوييم و گروهى از كسانى كه به علم منسوباند و يا تفلسف مىكنند ، چنين حالى دارند . اينان همچون كسى كه جز اولى را ( قدر تشخيص ) ندارد در رديف غلامان قرار مىگيرند و آنچه اينان به آن منسوباند ، بر ايشان تبديل به عار و اسباب دشنام مىشود ، زيرا علم و فلسفهء آنها باطل شده و از آن نفعى نمىبرند . از جمله آدميان