تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحصيل السعادة والتنبيه على سبيل السعادة ( سعادت از نگاه فارابى ) ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
مقال مطلب كوتاهى در ورود به امور ترسناك است كه ما بالطبع به آن مايل‌تريم و تقتير ( تنگ گرفتن و خست ) كه ما به آن ميل بيش‌ترى داريم و آنچه بيش از همه سزاوار است كه از آن احتراز كنيم ، چيزى است كه اطراف حد وسط قرار داشته ، ما به آن ميل بيش‌ترى داريم و در عين حال به حد وسط نيز شبيه است ، مثال گستاخى ( بىحيايى و پرده‌درى در شوخى و نكته‌سنجى ) است ؛ چرا كه زياده‌روى در شوخى از آن رو كه لذت‌بخش بوده و اذيت‌كننده نيست ، براى ما خوشايند بوده و آسان است ، بنابراين ما به آن ميل داريم . آنچه اكنون باقى ماده است اين است كه با چيزى آشنا شويم كه سزاوار است از آن به عنوان وسيله‌اى كه به كمك آن كشيده شدن ( انجذاب ) از طرفى به طرف ديگر آسان مىشود استفاده كنيم يا براى كشيده شدن به حد وسط ؛ چرا كه اى بسا تفكر به تنهايى بدون اين وسيله كافى نباشد .

لذت ، سد راه اكثر خيرات

13 . پس اكنون مىگوييم كه انجام فعل قبيح بر ما سهل شده است ، به دليل لذتى كه با انجام فعل قبيح به ما مىرسد و از جميل ، مادامى كه در نزد ما اين است كه با جميل به ما اذيتى مىرسد كناره مىگيريم ؛ چرا كه گمان ما اين است كه در هر فعلى ، اين لذت است كه غايت است و بنابراين ما در جميع كارهايى كه انجام مىدهيم ، لذت را مقصود قرار مىدهيم و از جملهء لذات ، لذاتى است كه در پى يك محسوس مىآيد ؛ مثل لذاتى كه پس از شنيدن شنيدنى يا ديدن ديدنى حاصل مىشود يا امرى چشيدنى يا لمس كردنى يا بوييدنى و