اعتدالسنجى
12 . امّا چگونه بدانيم كه اخلاق خود را به حد ميانه رسانيدهايم ؟ اين مسأله را اينطور مىتوانيم بدانيم كه بررسى كنيم آيا فعلى كه از حالت نقصان خلق ناشى مىشود ، به راحتى از ما سر مىزند يا نه ؟ و آيا انجام فعلى كه از حالت زيادى خلق ناشى مىشود ، براى ما آسان است يا نه ؟ پس اگر اين دو از جهت سهولت براى ما يكسان بودند يا به هم نزديك بودند ، مىفهميم كه درون ما در حالت اعتدال قرار دارد و امتحان سهولت اين دو چنين است كه به دو فعل در مجموع نگاه كنيم ، اگر از هيچيك از آن دو اذيت نمىشديم يا از هر دو لذت مىبرديم يا از يكى لذت مىبرديم و از ديگرى اذيت نمىشديم يا اينكه اذيتى كه از آن مىشديم واقعا اندك بود ، مىفهميديم كه آن دو از جهت سهولت براى ما يكساناند يا به هم نزديكاند و از آن جهت كه اعتدال در ميان دو طرف قرار دارد و امكان دارد كه در اطراف چيزى كه به اعتدال شبيه باشد يافت شود ، لازم است از وقوع در چيزى كه شبيه اعتدال است دورى كنيم و مثال اين مطلب بىباكى است كه شبيه شجاعت است و تبذير كه شبيه سخاوت است و گستاخى ( بىحيايى و پررويى ) كه شبيه ظرافت طبع و نكتهسنجى است و تملق كه شبيه تودد و دوستى است و تحاسر ( واماندگى ) كه شبيه تواضع است و تصنع كه شبيه صداقت انسان در مورد خويش است و همچنين از آن رو كه در دو طرف حد وسط ، امورى است كه طبع ما به آن مايلتر است لازم است ، كه از وقوع در آنها احتراز كنيم ،