تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات ( گفت و شنودهاى مذهبى حق جو و حق شناس ) ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
و « نيابت صحيح » را دارا است ، چه بهتر ، و بر « امّت اسلامى » عمل به دستورات او به عنوان يك « فريضهء دينى » واجب است ، و نبايد غير از او را به عنوان « رئيس حكومت » برگزينند . امّا اگر اين امكان نبود ، يعنى ديگرى بر « حكومت » استيلا يافت كه به هيچ‌وجه حاضر نيست آن را در اختيار « صاحب اصلى » آن قرار دهد ، و قيام بر ضدّ او موجب تشتّت و از بين رفتن اساس « وحدت مسلمين » و تسلّط بيگانه و نابودى « اسلام » است ، در اين صورت نيز بر امّت اسلامى واجب است - در امورى كه « عزّت و سربلندى اسلام » بر آن متوقّف است - با او همكارى كنند و به پشتيبانى وى برخيزند و همچنين در حفظ اساس « اسلام » بايد از او حمايت نمايند . اين ، روش « على ( ع ) و فرزندانش ائمّهء طاهرين ( ع ) » است . ايشان همواره صبر كردند و شكيبائى ورزيدند در حالى كه گويا در چشمشان خاشاك و در گلويشان استخوان بود ؛ اين شكيبائى به خاطر اين بود كه « امّت » حفظ گردد و « شوكت اسلام » محفوظ ماند ؛ آنها در برابر « زمامداران » صبور بودند درحالىكه اين وضع و « غصب » و گرفتن حقّشان ، به كامشان از حنظل تلختر بود ؛ راههاى رشد و پيشرفت را به آنها نشان مىدادند درحالىكه قرار گرفتن آنان بر كرسى زمامدارى ، براى اينان از برّندگى و تيزى كارد بر قلب ، دردآورتر بود . اينها همه براى اجراء تعهّد و وفاى به « پيمان الهى » و قيام به يك « واجب عقلى و شرعى » بود و آن اينكه : « هميشه بايد در مقام تعارض ،