تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات ( گفت و شنودهاى مذهبى حق جو و حق شناس ) ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
( و اگر وسيلهء « مشورت » زمام امور را به دست گرفتى ، اين چگونه شورائى است با اينكه « افراد طرف مشورت » غايب بودند ! ) « ابن عباس » نيز با « ابو بكر » همين‌گونه احتجاج نمود ، در بحثى كه بين اين دو درگير شد : « ابن عباس » به او گفت : اگر به واسطهء « قرابت » و نزديكى با رسول خدا خلافت را خواستى ، كه « حقّ ما را غصب نموده‌اى » ؛ و اگر به واسطهء « مؤمنان » آن را خواستار شدى ، « ما در ميان مؤمنان بر همه مقدّم بوديم » ؛ و اگر معتقدى كه در اثر درخواست و « بيعت مؤمنان » ، بر تو واجب شد خلافت را بپذيرى ، اين درست نيست و وجوب نمىآورد زيرا « ما موافق نبوديم و كراهت داشتيم » « 343 » . بنابراين ، « كدام اجماع ، خلافت ابو بكر را ثابت مىكند ؟ ! » كدام « اجماع » پس از اين تصريح از عموى پيامبر ( ص ) و شاخهء وجودى پدرش ؟ ! و پس از اين تصريح از پسر عمّ آن حضرت و ولىّ و برادرش ؟ ! و اهل بيت و خاندانش ؟ !
هامش
( 343 ) رجوع كنيد به الامامة و السياسهء ( ابن قتيبه ) ص 15 ط مصطفى محمد مصر ، تاريخ ( يعقوبى ) ج 2 ص 104 و شرح نهج البلاغهء ( ابن ابى الحديد ) ج 1 ص 221 ط مصر با تحقيق محمد ابو الفضل .