حقشناس
« اجماع » منعقد نشد و نزاع از بين نرفت .
« دست به دست هم دادن مسلمانان بر پشتيبانى و نصيحت ابو بكر ، آشكارا و پنهان » مطلبى است و « صحّت عقد خلافت براى او به وسيلهء اجماع » مطلبى ديگر .
اين دو ، نه عقلا و نه شرعا ملازم يكديگر نيستند .
زيرا « على و فرزندانش ائمّهء معصومين ( عليهم السّلام ) » در پشتيبانى از « حكومتهاى اسلامى » مذهبى معروف و روشى مشخّص داشتند كه ما نيز به همان متديّن هستيم .
من اين روش را به عنوان پاسخ به گفتهء شما برايتان نقل مىكنم .
خلاصهء آن اين است كه : « امّت اسلامى » بدون دولت و حكومتى كه پراكندگى آن را جمع ، مشكلات آن را بر طرف ، مرزهاى آن را حفظ ، و امور آن را مراقبت نمايد ، مجد و عظمتى نخواهد داشت ؛ و اين دولت و « حكومت » بدون داشتن رعايا و ملّتى كه با جان و مال از آن پشتيبانى و حمايت كند ، برقرار نخواهد گرديد . با توجّه به اين گفته ، اگر امكان داشت كه « حكومت » به دست « صاحب اصلى و شرعى و واقعى » آن قرار گيرد ، به دست همان كسى كه از ناحيهء رسول خدا ( ص ) تعيين شده