« احمد بن حنبل » در « مسند » از « عطاء بن يسار » آورده كه مردى نزد « عايشه » آمد و از « على » و « عمار » بدگويى كرد . « عايشه » گفت : دربارهء « على » چيزى به تو نمىگويم و امّا « عمار » ، من از رسول خدا ( ص ) شنيدم دربارهء او مىگفت : « عمّار هيچگاه بين دو امر مخيّر نمىشود مگر آنكه آن را برمىگزيند كه رشد و هدايت در آن بيشتر است « 315 » » .
واى ! واى ! « امّ المؤمنين » از بدگويى نسبت به « عمّار » بر حذر است چرا كه شنيده است كه پيامبر ( ص ) دربارهء او فرموده : « اگر بين دو امر مخيّر شود آنكه هدايت و رشد بيشترى دارد برمىگزيند » امّا از بدگويى نسبت به « على » كه برادر پيامبر است و وليّش ، هارون او است و همرازش ، عالمترين امّت در علم قضاوت است و باب مدينهء علمش ، كسى كه خدا و رسول را دوست مىدارد و خدا و رسولش هم او را دوست مىدارند ، نخستين مسلمان است و پيشگامترين همه در ايمان ، دانشمندترين آنها است و برتر از همه در فضائل و مناقب . . . آرى ، از بدگويى نسبت به اين شخص ، بر حذر نيست !
واى ! گويا از مقام و منزلت « على » در پيشگاه خداوند ، و از موقعيّت او در قلب رسول خدا ( ص ) بىاطّلاع است ! به اين مىماند كه مقام بلند او در اسلام ، سختيها و رنجهاى وى در راه آن ، و تحمّل مشكلات اين بزرگمرد در اين باره را نشنيده است ! گويا « عايشه » از كتاب خدا و سنّت
هامش
( 315 ) رجوع كنيد به مسند ( احمد بن حنبل ) ج 6 ص 113 ط الميمنيهء مصر .