تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات ( گفت و شنودهاى مذهبى حق جو و حق شناس ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
حضرت ، آن سپاه جرّار را جمع‌آورى نمودند . بنابراين ، استدلال به قول « عايشه » بر نفى « وصايت » - در حالى كه او سرسخت‌ترين دشمنان آن حضرت است - مصادرهء به مطلوب است كه از هيچ منصفى انتظار نيست . مخالفت او با « على ( ع ) » همين يك مورد نيست ، آيا « انكار وصايت » آسانتر است يا « جنگ جمل اصغر « 311 » » ؟ آن ، سهل‌تر است يا « نبرد جمل اكبر » « 312 » ؟
هامش
( 311 ) فتنهء « جنگ جمل اصغر » در بصره - پنج روز به آخر ماه ربيع الثانى سال 36 - پيش از ورود امير مؤمنان ( عليه السلام ) به بصره اتفاق افتاد . ام المؤمنين با طلحه و زبير به بصره حمله كردند . « عثمان بن حنيف انصارى » فرماندار امام در آنجا بود . در اين حمله ، چهل نفر از شيعيان على ، در مسجد ، و هفتاد نفر ديگر در جاى ديگر كشته شدند . عثمان بن حنيف را - كه از فضلاى صحابه بود - اسير كردند ، خواستند او را بكشند امّا ترسيدند كه برادرش « سهل » و انصار به خونخواهيش برخيزند ، لذا ، موهاى محاسن ، سبيل ، ابروها و سرش را كندند ، او را زدند و حبس نمودند ، سپس او را از بصره بيرون كردند . « حكيم بن جبله » با گروهى از قبيله‌اش ( عبد قيس ) به مبارزه با آنان برخاست . حكيم ، رئيس قبيلهء خود و مردى روشن بين ، با غيرت و عاقل بود ؛ گروهى از قبيلهء « ربيعه » نيز به يارى او برخاستند كه همه در گرما گرم جنگ ، شهيد گرديدند . به همراه حكيم ، پسرش اشرف و برادرش نيز « شهيد » شدند و بصره به دست عايشه فتح گرديد . سپس على ( عليه السّلام ) به بصره رسيد ، عايشه و سپاهش در برابر او صف كشيدند كه « جنگ جمل اكبر » به وقوع پيوست . - رجوع كنيد به كتاب نقش عايشه در تاريخ اسلام ( علّامهء عسكرى ) ج 1 ، كتاب الجمل ( شيخ - ( 312 ) فتنهء « جنگ جمل اصغر » در بصره - پنج روز به آخر ماه ربيع الثانى سال 36 - پيش از ورود امير مؤمنان ( عليه السلام ) به بصره اتفاق افتاد . ام المؤمنين با طلحه و زبير به بصره حمله كردند . « عثمان بن حنيف انصارى » فرماندار امام در آنجا بود . در اين حمله ، چهل نفر از شيعيان على ، در مسجد ، و هفتاد نفر ديگر در جاى ديگر كشته شدند . عثمان بن حنيف را - كه از فضلاى صحابه بود - اسير كردند ، خواستند او را بكشند امّا ترسيدند كه برادرش « سهل » و انصار به خونخواهيش برخيزند ، لذا ، موهاى محاسن ، سبيل ، ابروها و سرش را كندند ، او را زدند و حبس نمودند ، سپس او را از بصره بيرون كردند . « حكيم بن جبله » با گروهى از قبيله‌اش ( عبد قيس ) به مبارزه با آنان برخاست . حكيم ، رئيس قبيلهء خود و مردى روشن بين ، با غيرت و عاقل بود ؛ گروهى از قبيلهء « ربيعه » نيز به يارى او برخاستند كه همه در گرما گرم جنگ ، شهيد گرديدند . به همراه حكيم ، پسرش اشرف و برادرش نيز « شهيد » شدند و بصره به دست عايشه فتح گرديد . سپس على ( عليه السّلام ) به بصره رسيد ، عايشه و سپاهش در برابر او صف كشيدند كه « جنگ جمل اكبر » به وقوع پيوست . - رجوع كنيد به كتاب نقش عايشه در تاريخ اسلام ( علّامهء عسكرى ) ج 1 ، كتاب الجمل ( شيخ -