« عايشه » مىگويد : « هنگامى كه رسول خدا ( ص ) بيمار شد و درد او شدّت يافت ، از خانه خارج شد در حالى كه دو نفر زير بازوانش را گرفته بودند و او پاهايش را به زمين مىكشيد . اين دو نفر يكى « عبّاس بن عبد المطّلب » بود ، و يك مرد ديگر . »
« عبيد اللّه بن عتبه بن مسعود » - كه اين خبر را از « عايشه » نقل كرده - مىگويد : اين گفتهء « عايشه » را به « عبد اللّه بن عبّاس » گفتم ، « ابن عباس » گفت : مىدانى آن مرد ديگرى كه « عايشه » نامش را نبرد كيست ؟ گفتم :
نه ، گفت : « علىّ بن ابى طالب » بود ، سپس « ابن عباس » اضافه كرد :
« عايشه از على خوشش نمىآمد و دوست نمىداشت در هيچ مورد از على به نيكى ياد شود ! ! « 314 » » .
هرگاه « عايشه » دوست ندارد از « على » به نيكى ياد شود و حاضر نيست نام او را از جملهء كسانى ببرد كه يك گام با پيامبر ( ص ) برداشتهاند ، چگونه حاضر است و چگونه دوست مىدارد از « وصايت » - كه سراسر نيكى و خير است - ياد كند ؟ !
هامش
( 314 ) رجوع كنيد به السيرة الحلبيهء ( حلبى شافعى ) ج 3 ص 344 و الطبقات ( ابن سعد ) ق 2 ج 2 ص 29 ( با سند صحيح ) ط ليدن و صحيح ( بخارى ) باب مرض النبى و وفاته ج 5 ص 139 - 140 افست دار الفكر بر ط استانبول و ليكن اين جملهء بخصوص را - يعنى جملهء ابن عباس كه عايشه از على خوشش نمىآمد و دوست نداشت از او به نيكى ياد شود - « بخارى » حذف كرده و قسمت قبل آن را آورده ؛ و اين ، طبق عادتى است كه در امثال اين موارد دارد امّا در الطبقات ( ابن سعد ) با ( سند صحيح ) آمده است .