دو نبردى كه آنچه در دلها پنهان بود ظاهر ساخت ، و پنهانيها را به عرصهء بروز رسانيد .
اين دو نمونه ، براى روشن شدن وضع او با « على ( ع ) » - براى پيش از جنگ با « ولىّ » خويش و « وصىّ » پيامبر ( ص ) و براى پس از جنگ با او - كافى است ، تا زمانى كه خبر شهادت آن حضرت به او رسيد ، كه « سجدهء شكر » به جا آورد ! و سپس اين شعر را خواند :
فالقت عصاها و استقرت بها النّوى * كما قرّ عينا بالاياب المسافر
( عصا افكند و در خانه قرار گرفت همانگونه كه مسافر پس از بازگشت ، موجب چشم روشنى مىشود ) « 313 » .
اگر دوست دارى ، نمونهاى ديگر از سرگذشت « عايشه » برايت بازگو كنم ، تا بدانى فاصلهء او با « امام » چقدر است !
هامش
- مفيد ) ، انساب الاشراف ( بلاذرى ) ج 2 ص 228 ، تاريخ ( طبرى ) ج 4 ص 474 ، اسد الغابهء ( ابن اثير ) ج 2 ص 38 ، شرح نهج البلاغهء ( ابن ابى الحديد ) ج 2 ص 481 ط بيروت افست و مروج الذهب ( مسعودى ) ج 2 ص 358 .
( 313 ) آنطور كه نويسندگان موثّق اخبار و تاريخ - مانند ابو الفرج اصفهانى در كتاب خود ( مقاتل الطالبيين ) در آخر شرح حال على ( ع ) - آوردهاند .
در رابطه با سجدهء شكر عايشه ، به هنگام شنيدن خبر شهادت على ( عليه السّلام ) رجوع كنيد به مقاتل ( ابو الفرج اصفهانى ) ص 43 ، نقش عايشه در تاريخ اسلام ( علّامهء عسكرى ) ج 1 و كتاب الجمل ( شيخ مفيد ) ص 83 - 84 .