تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات ( گفت و شنودهاى مذهبى حق جو و حق شناس ) ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
خودشان « أولى » هستم ؟ » گفتند : « بلى » . پيامبر ( ص ) فرمود : « من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه . . . » ( هر كس من مولاى او هستم « على » مولاى او است ، بار خدايا ! دوست بدار كسى كه « على » را دوست مىدارد و دشمن دار كسى كه « على » را دشمن دارد « 221 » ! ) . و شما خوب مىدانيد كه توطئه و دسته‌بندى سى نفر صحابى در كذب و دروغ ( خصوصا در آن شرايط ) از چيزهايى است كه « عقل » آن را نمىپذيرد . بنابراين ، حصول « تواتر » به مجرّد شهادت آنها قطعى است و هيچ‌گونه ترديدى در آن نيست . اين حديث را هر كس كه در « رحبه » بوده از آنها شنيده و به خاطر سپرده است كه بعد از تفرّق و جدايى در اطراف ، آن را منتشر ساخته‌اند ، پس به همه جا رسيده است . توجّه داشته باشيد كه « روز رحبه » در ايّام « خلافت امير مؤمنان ( ع ) » اتّفاق افتاده ، از طرفى مردم در سال 35 هجرى با على ( ع ) « بيعت » نمودند ، از ناحيهء سوم بايد دانست كه « روز غدير » در « حجّة الوداع » بوده است . بنابراين ، بين اين دو روز ( « روز رحبه » و « روز غدير » ) حد اقل 25 سال فاصله شده بود و در اين مدّت كه « ربع قرن » مىباشد - در اثر همان
هامش
( 221 ) رجوع كنيد به ترجمة الامام على بن ابى طالب از تاريخ دمشق ( ابن عساكر شافعى ) ج 2 ص 7 ح 503 ط بيروت ( با تفاوتى اندك ) .