از اخبارى كه از جريان و « مناشدهء رحبه » رسيده ، كافى است آنچه را كه « احمد بن حنبل » از « زيد بن ارقم » در « مسند » از « ابو طفيل » نقل كرده است مطالعه كنى . وى نقل مىكند : « على » مردم را در « رحبه » جمع نمود ، سپس فرمود : « خدا را به گواهى مىطلبم و از هر مسلمانى كه « روز غدير » بوده مىخواهم كه برخيزد و آنچه را از پيامبر ( ص ) شنيده بگويد ! سى نفر بپاخاستند - همو گويد « ابو نعيم » نوشته : مردم زيادى برخاستند - و شهادت دادند كه پيامبر ( ص ) در آن روز ، دست « على » را گرفت و به مردم گفت : « آيا مىدانيد كه من نسبت به مؤمنان از خودشان « اولى » هستم ؟ » گفتند : « بلى ، اى رسول خدا ! » فرمود :
« من كنت مولاه فهذا مولاه ؛ اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه ! » .
« أبو طفيل » مىگويد : من از « رحبه » خارج شدم و در قلبم چيزى بود ( كه چگونه است اكثر اين امّت به اين حديث عمل نكردند ؟ ! ) لذا ، « زيد بن ارقم » را ملاقات كردم ، به او گفتم : من از « على » شنيدم كه چنين و چنان مىگفت ! زيد گفت : اين « حقيقت » جاى انكار ندارد ، من هم از پيامبر ( ص ) شنيدم « 223 » .
هامش
( 223 ) رجوع كنيد به مسند ( احمد بن حنبل ) ج 4 ص 370 ( با سند صحيح ) ط الميمنيهء مصر ، ترجمة الامام على بن ابى طالب از تاريخ دمشق ( ابن عساكر شافعى ) ج 2 ص 7 ح 503 مجمع الزوائد ( هيثمى شافعى ) ج 9 ص 104 ، كفاية الطالب ( گنجى شافعى ) ص 56 ط الحيدريه و خصائص ( نسائى شافعى ) ص 100 ط الحيدريه . و در الغدير ( علّامهء -