و درّه به سوى او آمدند ، آن حضرت با صد هزار يا بيشتر . . . از مدينه خارج شد . پس آنگاه كه در « عرفات » قرار گرفت و مردم در آن « موقف » گرد آمدند ، پيامبر ( ص ) ندا داد :
« علىّ منّى و انا من علىّ و لا يؤدّى عنّى الّا انا او علىّ » ( « على » از من است و من از « على » ، از طرف من ( هيچ مطلبى را ) غير از من يا « على » ابلاغ نمىكند « 219 » ) .
و آن هنگام كه قافله و جمعيّت آن حضرت ، بازگشت را آغاز نمود و به وادى « خم » رسيدند و « روح الامين » بر او نازل گشت و « آيهء تبليغ » را از ناحيهء « ربّ العالمين » آورد ، آن حضرت فرود آمد ، بار را انداخت تا عقبماندگان رسيدند و پيش افتادگان بازگرديدند . پس آنگاه كه همه جمع شدند ، نماز واجب را با آنها گزارد . سپس برايشان خطبه خواند و به اعلام نصّ « ولايت على » پرداخت كه گوشهاى از آن را شنيدى و آنچه نشنيدى صحيحتر و صريحتر است ، امّا همان را هم كه شنيدى كفايت است .
اين جريان را هر كس در آن روز با پيامبر ( ص ) بود دانست و پيام آن را براى ديگران متحمّل شد .
همانطور كه گفتيم ، اين عدّه به بيش از صد هزار نفر از بلاد مختلف
هامش
( 219 ) اين حديث را نيز قبلا ذكر نموديم ، به آنجا و مدارك آن در پانوشت شمارهء 153 رجوع نماييد !