تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
« چگونه نعثل را برگردانيم كه مرده و پوستش خشك شده است ما خود بر سرش چندان زديم كه درافتاد ، خداوند به جاى او بهترين بدل را داده است كه به احكام دين داناتر و در عمل پاكتر است » . ابراهيم بن اوس بن عبيدة سلمى كه از مردم شام است چنين سروده است : « پاداش اين لشكرها كه به سوى شما آمده‌اند و سواركاران دليرش بر عثمان مى گريند با خدا باد نود هزار كه ميان ايشان هيچ تبهكارى نيست و تمام سوره‌هاى بلند و كوتاه قرآن را مى خوانند . . . » . نصر مى گويد : على عليه السلام هم تمام آن شب را بيدار ماند و مردم را مرتب مى كرد و چون صبح كرد به شاميان حمله برد . معاويه هم با مردم شام به مقابله او آمد . على ( ع ) شروع به پرسيدن از نام قبايل سپاه شام كرد و نامهاى آنان را مى گفتند و چون آنان و محل استقرار هر يك را دانست به افراد قبيله ازد عراق گفت : شما قبيله ازد را براى من كفايت كنيد و به افراد قبيلهء خثعم گفت : شما خثعمى هاى شام را براى من كفايت كنيد ، همچنين به هر قبيله از عراقيان دستور داد كه همان قبيله شاميان را كفايت كند ، مگر قبائلى كه شمارشان در عراق اندك بود مانند بجيله كه قبيله لخم برابرشان قرار گرفتند . هر دو سپاه روز چهار شنبه ششم صفر تا غروب روياروى قرار گرفتند و جنگ كردند و شب هنگام بدون آنكه هيچيك بر ديگرى غالب شود بازگشتند . نصر مى گويد : روز هفتم جنگ سخت تر و كارزار مهمتر بود . عبد الله بن بديل خزاعى كه فرماندهى ميمنه سپاه عراق را بر عهده داشت به نيروهاى حبيب بن مسلمه كه فرمانده ميسره سپاه شام بود حمله كرد و همچنان به حمله خود ادامه داد و سواران او را پراكنده كرد آن چنان كه هنگام ظهر آنان را تا كنار خيمه معاويه عقب راند . نصر مى گويد : عمر بن سعد ، از مالك بن اعين ، از زيد بن وهب براى ما نقل كرد كه مى گفته است : عبد الله بن بديل ميان ياران خود بر پا خاست و براى آنان سخنرانى كرد و چنين اظهار داشت : همانا كه معاويه مدعى چيزى است كه از او نيست ، و در مورد حكومت با كسى كه شايسته حكومت است و كسى نظير او نيست ستيز مىكند و مى خواهد با جدال باطل خويش حق را از ميان بردارد ، اينك همراه اعراب و احزاب بر شما حمله آورده است ، او گمراهى را براى آنان آراسته و در دلهايشان محبت فتنه انگيزى را نشانده است ، كارها را بر آنان مشتبه ساخته و پليدى