تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
باد گويا قبيله حمير را مهمتر از اين مىداند كه برابر ربيعه بايستد و جنگ كند و چون اين سخن او به حجدر حنفى رسيد به خدا سوگند خورد كه اگر ذو الكلاع را ببيند او را خواهد كشت اگر چه خودش هم در آن راه كشته شود . قبيله حمير برابر ربيعه ايستاد و معاويه افراد قبايل سكاسك و سكون را برابر قبيله كنده قرار داد كه اشعث بن قيس فرماندهء آنان بود و در برابر قبيله همدان عراق قبيله ازد و برابر مذحج عراق افراد قبيله عك را قرار داد در اين هنگام يكى از رجز خوانان شام چنين رجز خواند : « اى واى بر ما در قبيله مذحج از افراد قبيله عك ، گويى مادرشان بر پا ايستاده و مى گريد ، ما با شمشير آنان را فرو مى كوبيم فروكوبيدنى و مردانى چون مردان عك وجود ندارد » . گويد : افراد قبيله عك سنگى را مقابل خود بر زمين نهادند و گفتند : هرگز نمى گريزيم مگر اينكه اين سنگ بگريزد و آنان چون حرف جيم را به صورت كاف تلفظ مى كنند كلمه حجر را « حكر » تلفظ مى كردند ، عمرو عاص قلب لشكر خود را در پنج صف قرار داد و عراقيان هم همان گونه كردند ، در اين هنگام عمرو عاص با صداى بلند چنين رجز خواند : « اى سپاهيانى كه داراى ايمان استواريد ، قيام كنيد قيام كردنى و از خداوند رحمان يارى بجوييد ، براى من خبرى رنگارنگ رسيده و آن اين است كه على پسر عفان را كشته است ، و پير ما را آن چنان كه بوده است براى ما برگردانيد » . عراقيان اين رجز او را چنين پاسخ دادند : « شمشيرهاى قبيله‌هاى مذحج و همدان از اينكه نعثل [ عثمان ] را آن چنان كه بوده است برگردانند خوددارى مىكند . . . » . عمرو بن عاص براى بار دوم با صداى بلند اين رجز را خواند : « پيش از آنكه از ضربه‌هاى زوبين و نيزه پاره پاره شويد شيخ ما را به ما برگردانيد كافى خواهد بود » . عراقيان او را پاسخ دادند :