تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
گفت : سپاس خداوندى را كه ما را به دين خويش هدايت فرمود و كتاب خويش را در ميراث ما قرار داد و با فرستادن پيامبر خويش بر ما منت نهاد و او را مايهء رحمت همه جهانيان و سرور پيامبران و خاتم ايشان و حجت بزرگ بر همه گذشتگان و آيندگان و رهبر مومنان قرار داد . و سپس در تقدير و مشيت خداوند چنين بوده كه ما و دشمن ما را در قناصرين گرد آورد و به هر حال بر آنچه ما را خوش و ناخوش است سپاسگزار خداييم . امروز گريز زيبنده ما نيست و اكنون هنگام گريز و بازگشت نيست و همانا خداوند ما را به رحمتى از خويش ويژه گردانيده است كه توان شكرش را نداريم و نمى توانيم قدر و ارزش آن را درك كنيم و آن اين است كه بهترين و گزينه‌ترين ياران محمد ( ص ) همراه و در زمره ما هستند و سوگند به خدايى كه بر بندگان بيناست اگر رهبر ما مرد بينى بريده‌يى مى بود با توجه به اين كه هفتاد تن از شركت كنندگان در جنگ بدر همراه مايند شايسته است كه بينش ما پسنديده و دلهاى ما به اطاعت از او راضى باشد ، چه رسد به اينكه رهبر و سالار ما پسر عموى پيامبر ما و بدرى راستين است كه در خردسالى نماز گزارده و در بزرگى همراه پيامبرتان بسيار جهاد كرده است و حال آنكه معاويه برده آزاد شده از قيد اسارت جنگى و پسر آزاد شده است . آگاه باشيد كه او گروهى از گمراهان را فريفته است و آنان را به آتش دوزخ درآورده و ننگ و عار را بر ايشان ارزانى داشته است و خداوند آنان را به زبونى و حقارت مى كشاند . همانا كه شما به زودى همين فردا با دشمن خويش روياروى مىشويد ، بر شما باد بيم از خدا و كوشش و دور انديشى و صدق و پايدارى كه خداوند همراه صابران است . همانا آگاه باشيد كه شما با كشتن آنان رستگار مىشويد و حال آنكه آنان با كشتن شما بدبخت مى شوند . به خدا سوگند هيچ مردى از شما مردى از ايشان را نمى كشد مگر اينكه خداوند قاتل را به بهشت جاودان و مقتول را به
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 74 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى