از خاندان ما و رهبران اسلام ميان ما و دانايان به رموز قران از ما هستند .
همانا ما شما را به خدا و رسول خدا فرا مى خوانيم و همچنان به جنگ با دشمن خدا و پايدارى در اجراى فرمان خدا و كسب رضايت او و بر پا داشتن نماز و پرداخت زكات و گزاردن حج و روزه گرفتن ماه رمضان و رساندن غنايم و اموال به كسانى كه سزاوارند دعوت مى كنيم .
همانا از شگفت ترين شگفتيها اين است كه معاوية بن ابى سفيان اموى و عمرو بن عاص سهمى به پندار باطل خويش شروع به تحريض و تشويق مردم در طلب دين كنند . و شما نيك مى دانيد كه من هرگز و هيچ گاه با رسول خدا ( ص ) مخالفت نكردهام و در هيچ كار از فرمان او سرنپيچيدهام ، در جنگهايى كه دلاوران عقب نشسته و بر اندامها لرزه در افتاده است من با دليرى و شجاعتى كه خداوند سبحان مرا به آن گرامى داشته است با جان خود او را حفظ كردهام و سپاس خداى را . و همانا رسول خدا ( ص ) در حالى كه سرش بر دامن من بود قبض روح شد و من با دست خويش و به تنهايى عهدهدار غسل آن حضرت شدم و فرشتگان مقرب همراه من پيكر پاكش را مى گرداندند ، و به خدا سوگند هرگز امتى پس از رحلت پيامبر خويش اختلاف نكرده است مگر اينكه اهل باطل آن امت بر اهل حقش پيروز شدهاند ، مگر آنچه كه خداوند خواسته است .
ابو سنان اسلمى مى گويد : شهادت مى دهم كه پس از اين خطبه شنيدم عمار بن - ياسر به مردم مى گويد : همانا كه امير المومنين به شما فهماند كه امت در آغاز براى او استقامت نيافت و سرانجام هم براى او استقامت نخواهد يافت .
گويد : مردم در حالى كه در جنگ با دشمن تيزبين و روشن رأى شده بودند پراكنده گرديدند و خود را آماده ساختند .
نصر بن مزاحم مى گويد : عمر بن سعد ، از مالك بن اعين ، از زيد بن وهب نقل مى كرد كه على عليه السلام در آن شب فرمود : تا چه هنگام نبايد با اين قوم با تمام سپاه خود جنگ كنيم و سپس ميان مردم بر پا خاست و چنين گفت : سپاس خداوندى را كه هر چه را او بشكند استوار نمى شود و هر چه را استوار بدارد شكسته نمى شود و اگر او مى خواست هيچ دو تنى از اين امت و همه آفريدگان
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 67
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٦٧