تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
آنكه كار بر تو دشوار شود مبادرت به جنگ كن . معاويه ميان مردم شام برخاست و چنين گفت : اى مردم جانها و جمجمه‌هاى خود را به ما عاريه دهيد ، در جنگ سستى و زبونى مكنيد كه امروز روز خطر كردن و روز حقيقت و نگهبانى كردن است و شما بر حقيد و حجت در دست شماست و همانا با كسى جنگ مى كنيد كه بيعت را شكسته و خون حرام ريخته است و براى او در آسمان هيچ عذر خواهى نيست . اينك افراد كاملا مسلح را مقدم و سر برهنگان و افراد بدون زره را موخر بداريد و همگى حمله كنيد كه حق به مقطع خود رسيده و رويارويى ظالم و مظلوم است . نصر مى گويد : به روايتى كه عمر بن سعد ، از ابو يحيى ، از محمد بن طلحه ، از ابو سنان ، از پدرش براى ما نقل كرد على عليه السلام هم براى اصحاب خود خطبه خواند . مى گويد : گويى هم اكنون به على ( ع ) مى نگرم كه بر كمان خود تكيه داده و ياران پيامبر را پيش خود جمع كرده و آنان بر گرد اويند . گويا دوست مى داشت مردم بدانند كه ياران پيامبر ( ص ) همراه اويند . على ( ع ) حمد و ثناى خدا را بر زبان آورد و سپس چنين فرمود : اما بعد همانا خود بزرگ شمردن از سركشى و به خود باليدن از تكبر است و شيطان دشمنى حاضر است كه شما را وعده باطل مىدهد . همانا مسلمان برادر مسلمان است ، عهد شكنى و پستى مكنيد . هان كه شرايع دين يكسان و راههاى آن روشن است . هر كس به آن تمسك جويد رسيده است و هر كس از آن دورى جويد نابود شده است و هر كس رهايش كند از دين بيرون شده است . چون مسلمان را امين سازند خيانت پيشه نخواهد بود و چون وعده دهد خلاف آن را انجام نمى دهد چون سخن گويد راست مى گويد . ما اهل بيت رحمتيم ، گفتار ما راست و كردار ما پسنديده و منطبق بر حق است . خاتم پيامبران از خاندان ما و رهبران