به طرف شاميان حركت كرد و آهنگ ايشان نمود و او حمله را آغاز و به سوى ايشان حركت كرد و چون ديدند حمله مى آورد آنان هم با سپاهيان خود به استقبال و رويارويى آمدند .
نصر مى گويد : عمر بن سعد ، از مالك بن اعين ، از زيد بن وهب نقل مى كرد كه چون على ( ع ) بامداد آن روز به طرف شاميان حركت كرد و آنان هم به مقابله آمدند دستهاى خود را به طرف آسمان بلند كرد و چنين عرضه داشت : « بار خدايا اى پروردگار اين سقف محفوظ و باز داشته شده كه آن را محيط بر شب و روز قرار دادهاى و مدار حركت خورشيد و ماه و منازل كواكب و ستارگان را در آن مقرر داشتهاى و ساكنان آن را گروهى از فرشتگان قرار دادهاى كه از عبادت خسته و فرسوده نمى شوند ، و اى پروردگار اين زمينى كه آن را مايه آرامش و محل قرار همه انسانها و چهار پايان و حشرات و آفريدگان بى شمار خود - كه برخى ديده مى - شوند و برخى ديده نمى شوند - قرار دادهاى ، و اى پروردگار كشتى هايى كه در اقيانوسها براى سود مردم در حركتند ، اى پروردگار ابرها كه ميان آسمان و زمين مسخرند و پروردگار درياى انباشته كه بر همه جهان محيط است ، و اى پروردگار كوههاى استوارى كه آنها را براى زمين همچون ميخ هاى استوار و براى مردم كالا قرار دادهاى ، اگر ما را بر دشمنان پيروزى دادى ما را از ستم كردن بر كنار و بر حق استوار بدار ، و اگر آنان را بر ما پيروز كردى شهادت را روزى ما كن و بقيه اصحاب مرا از فتنه نگهدار .
نصر مى گويد : شاميان همين كه ديدند على به جانب آنان پيش مى رود آنان هم با لشكرهاى خود به سوى او پيش آمدند . آن روز سالار ميمنه سپاه على ( ع ) عبد الله بن بديل بن ورقاى خزاعى و سالار ميسرهاش عبد الله بن عباس بن عبد المطلب بود . قاريان عراق همراه سه تن بودند : عمار بن ياسر ، قيس بن سعد بن عباده و عبد اللّه بن - بديل ، مردم هم كنار رايات و در مركزهاى خود ايستاده بودند و على عليه السلام هم همراه مردم مدينه در قلب لشكر بود بيشتر مردم مدينه از انصار بودند و از دو قبيله خزاعه و كنانه هم شمار خوب و قابل توجهى همراهش بودند .
نصر مى گويد : على عليه السلام مردى ميانه بالا داراى چشمهاى درشت سياه
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 63
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٦٣