شكيبايى ورزيدند و بر استبداد و خودكامگى صبر كردند ، و گروهى از اهل بيت پيامبر ( ص ) پس از مدتى بر طبق سنت آيين رسول خدا با گروهى كه از شيطان اطاعت مى كردند و نسبت به خدا دشمنى مى ورزيدند جنگ كردند ، اين گروه مردمى بودند كه اين جهان را بر آن جهان و فانى را بر باقى برگزيدند و در صدد استوار كردن ستم و سست كردن حق بودند و بادهگسار و شاهد و اهل مزمار و طنبور بودند . اگر به آنان تذكر داده مى شد پندپذير نبودند و اگر به سوى حق فراخوانده مى شدند پشت مى كردند ، زكات و صدقات را در مورد شهوات خود و غنيمت را در كارهاى ناروا و اموال و درآمد عمومى را براى گمراه ساختن مردم مصرف مى كردند . روزگارشان اين چنين بود و پادشاهشان اين گونه عمل مى كرد و مردم پنداشتند كه ديگران از آل محمد به حكومت سزاوارترند .
اى مردم ، چرا و به چه سبب بايد چنين باشد آيا براى شما صحابى بودن فضيلت بيشترى از قرابت و خويشاوندى دارد كه شريكان در نسب و تبارند و وارثان آنچه كه ربوده شود ، و با توجه به اينكه آنان در راه دين افراد نادان شما را زدند و در خشكساليها گرسنگان شما را خوراك دادند . به خدا سوگند شما هرگز و براى ساعتى هم آنچه را كه خداوند براى خود برگزيده است انتخاب نكرديد و همواره و همواره پس از رحلت پيامبر خدا يك بار فردى از خاندان تيم و بار ديگر فردى از خاندان عدى و سپس فردى اموى يا اسدى يا سفيانى و مروانى را برگزيديد ، تا آنكه كسى به سوى شما آمد كه نه نامش را مى دانستيد و نه خاندانش را مى شناختيد ، و او با شمشير خود شما را فرومى كوفت و با زور و در حالى كه تحقير شده بوديد تسليم او شديد . همانا كه آل محمد ( ص ) پيشوايان هدايت و روشنگران راه پرهيزگارى و پيشوايان مدافع و سروران اند ، پسر عموهاى پيامبرند و خانه آنان جايى است كه جبريل با قرآن فرود آمد . چه بسيار ستمگران سركش و تبهكاران ظالم را كه خداوند به دست آنان در هم شكسته است . خداوند با آنان هدايت را استوار و كوردلى را بر طرف فرموده است . هرگز همچون عباس شنيده نشده است و چگونه امتها براى رعايت حق حرمت او نبايد خضوع كنند او پس از پدر رسول خدا ( ص ) به منزله پدر اوست . آرى يكى از دستهاى پيامبر و پوست ميان دو چشم رسول خداست ،
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 417
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٤١٧