بكوشيم ، و بر شماست كه بشنويد و اطاعت كنيد . سپس از منبر فرود آمد .
گفته مى شد : كه اگر حكومت بنى اميه به دست كس ديگرى غير از مروان بن - محمد از ميان مى رفت مى گفتند : اگر مروان عهدهدار حكومت مى بود ، از دست نمى رفت .
و گفته مى شد : آخرين خليفه بنى اميه كسى است كه مادرش كنيز است و به همين سبب آنان كنيززادگان را ولى عهد نمى كردند و اگر قرار مى شد كنيززادهيى را ولى عهد كنند هيچ كس به شايستگى مسلمة بن عبد الملك نبود . سرانجام هم انقراض دولت بنى اميه به دست مروان بود كه مادرش كنيز بود . او قبلا به مصعب بن زبير تعلق داشت و او را به ابراهيم بن اشتر بخشيد و روزى كه ابراهيم كشته شد او در اختيار محمد قرار گرفت و محمد او را از خرگاه ابراهيم براى خود گرفت . گفته شده است : آن كنيز از ابراهيم باردار بوده است و آن را در خانه محمد بن مروان زاييده است و به همين سبب خراسانيها در جنگ او را « پسر اشتر » صدا مى زند .
همچنين گفته شده است : آن كنيز از مصعب باردار بوده و مدت اقامتش در خانه ابراهيم بن اشتر طولانى نبوده است ، و پس از كشته شدن ابراهيم او فرزند خود را در خانه محمد بن مروان به دنيا آورده است و به همين سبب سيه جامگان در جنگ با مروان بن محمد گاهى او را پسر مصعب و گاهى پسر اشتر صدا مى زدند و او مى گفت براى من مهم نيست كه كداميك از اين دو مرد دلاور بر من غلبه كند و پدرم باشد .
چون با ابو العباس سفاح بيعت شد ابن عياش منتوف پيش او آمد ، دستش را بوسيد و با او بيعت كرد و گفت : سپاس و ستايش خداوندى را كه به جاى خر جزيره و كنيززادهء قبيله نخع ، پسر عموى رسول خدا ( ص ) و پسر عبد المطلب را به به ما ارزانى فرمود .
چون سفاح روز بيعت با خود بر منبر كوفه رفت و براى مردم خطبه خواند ،
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 413
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٤١٣