تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
برگرداند ، و من خونريز بيباك و خونخواه نابود كننده‌ام . سفاح تب داشت و تبش شدت يافت و نتوانست به سخن ادامه دهد ، روى منبر نشست . عمويش داود بن على كه آنجا بود برخاست و چنين گفت : اى مردم عراق به خدا سوگند ، ما به اين منظور خروج نكرديم كه براى خويشتن رودخانه حفر كنيم يا سيم و زرى بيندوزيم . همانا غيرت و حميت كه حق خود را از ستمگران باز ستانيم ما را به قيام واداشت . هر آنچه كه بر شما مى رفت به اطلاع ما مى رسيد و ما را در بسترهايمان سخت مى گداخت و اندوهگين مى ساخت . اينك براى شما عهد و پيمان خدا و رسولش و عباس خواهد بود كه ميان شما به آنچه خداوند نازل فرموده است حكم كنيم و به كتاب خدا و سنت رسول خدا كه درود بر او و خاندانش باد عمل كنيم و بدانيد كه اين حكومت از دست ما بيرون نمى رود تا آن را به عيسى بن مريم ( ع ) بسپاريم . اى مردم كوفه بر اين منبر شما خليفهء بر حقى جز على بن ابى طالب و اين امير المومنين خطبه نخوانده است . سپاس خدايى را بجا آوريد كه كارهاى شما را به خودتان برگرداند . و سپس از منبر فرود آمد . داستان خطبه خواندن داود بن على به روايت ديگرى هم كه مشهورتر است روايت شده و اين چنين است كه چون ابو العباس از منبر كوفه بالا رفت نتوانست سخن بگويد . داود بن على كه پاى منبر بود برخاست و از منبر بالا رفت و يك پله پايين تر از او ايستاد . مردم روى به او آوردند و او چنين گفت : اى مردم همانا امير المومنين خوش ندارد كه سخن او بر كردارش پيشى گيرد و اثر كردار براى شما بهتر از گفتار است . براى شما كافى است كه كتاب خدا الگوى شما قرار گيرد و پسر عموى رسول خدا بر شما خليفه باشد . به خدا سوگند مى خورم ، سوگند راستين كه در اين مقام هيچ كس پس از پيامبر ( ص ) كه سزاوارتر آن باشد جز على بن ابى طالب و اين امير المومنين قيام نكرده است . اينك سكوت كنندگان شما سكوت كنند و سخنوران شما سخن بگويند و سپس از منبر فرود آمد . از خطبه‌هاى ديگر داود بن على كه پس از كشته شدن مروان ايراد كرده است
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 410 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى