تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
به او گفت : اى پسر عمو اگر در كشتار افرادى كه همتاى تو هستند زياده روى كنى چه كسى باقى مى ماند كه به سلطنت تو مباهات كند و اين كه آنان تو را هر صبح و شام ببينند در حالى كه آنچه تو را شادمان و ايشان را اندوهگين كند كافى نيست داوود بن على ، بنى اميه را مثله مى كرد ، بر چشمهاى ايشان ميل مى كشيد ، شكمها را مى دريد ، بينيها را مى بريد و سيلى بر آنان مى زد و گوشها را مىكند ، عبد الله بن - على هم كنار رود ابى فطرس آنان را باژگونه بردار مى كشيد و آهك و صبر زرد به آنان مى خورانيد و خاكستر را با سر كه مى آميخت و به آنان مى نوشانيد و دستها و پاها را قطع مى كرد و سليمان بن على در بصره گردنهاى ايشان را مى زد . سفاح در جمعه دوم حكومت خود در كوفه سخنرانى كرد و چنين گفت : « اى كسانى كه گرويده‌ايد به پيمانها وفا كنيد . به خدا سوگند ، شما را هيچ اميد و وعيدى نمى دهم مگر آنكه به آن عمل خواهم كرد . همانا كه من با نرمى رفتار خواهم كرد مگر آنكه چيزى جز سختى سود نبخشد و هر آينه شمشير را در نيام خواهم كرد مگر در مورد اقامه حدود يا رسيدن به حق و به شما چندان عطا خواهم كرد تا هنگامى كه ببينم عطيه من تباه مىشود . همانا خاندان ملعون « و شجرهء ملعونه » در قرآن دشمنان شما بودند ، از هر حالتى كه به حالت ديگر رفتار مى كردند سخت تر از حالت اول بود . هيچ اميرى از ايشان بر شما اميرى نمى كرد مگر اينكه آرزو مى كرديد اى كاش امير پيش از او والى شما مى بود . هر چند كه در هيچ كدام ايشان خيرى نبود . آنان شما را از نمازگزاردن به هنگام نماز منع مى كردند و از شما مى خواستند نماز را نا به هنگام بگزاريد . آنان گريزان را به جاى حمله كننده و همسايه را به جاى بيگانه مى گرفتند و اشرار شما را بر برگزيدگان شما چيره كردند . همانا كه خداوند ستم ايشان را نابود كرد و باطل ايشان را به دست افراد خاندان پيامبرتان از ميان برداشت . ما مقررى شما را به تأخير نخواهيم انداخت و حق هيچيك از شما را تباه نمى كنيم . شما را با زور با هيچ لشكرى روانه نمى سازيم و در جنگ شما را به خطر نمى اندازيم و خون شما را براى حفظ خودمان بذل و بخشش نمى كنيم و خداى بر آنچه ما مى گوييم وكيل است كه به آنچه تعهد مى كنيم وفا كنيم و