اين خطبه است .
سپاس خدا را ، سپاس . دشمن خدا چنين مى پنداشت كه هرگز كسى بر او چيره نخواهد شد . لگامش چندان گسيخته شد كه پاى پيچ او شد و بر زمين خورد .
اينك حق به جايگاه خود بازگشت ، « خورشيد از مطلع خويش بر آمد » ، « كمان را شايستگان به دست گرفتند و « كار به تيراندازان فرزانه رسيد » و حق در قرار خود ، يعنى خاندان پيامبرتان كه اهل رأفت و رحمت اند ، قرار گرفت .
عيسى بن على بن عبد الله بن عباس هم چون مروان كشته شد خطبهيى خواند و چنين گفت : سپاس خداوندى را كه در طلب هر كس باشد او را از دست نمى دهد و هر كس بگريزد او را ناتوان نمى سازد . به خدا سوگند كه آن مردك سرخ و سپيد [ مروان ] فريب نفس خود را خورد و پنداشت كه خداوندش مهلت مىدهد و حال آنكه خداوند جز اين نخواهد كه نور خويش را به تمام و كمال رساند ، هر چند كافران را ناخوش آيد ، تا چه هنگام و چه اندازه .
همانا به خدا سوگند ، كار به آنجا كشيد كه چوبها و پلههاى منبر كه آنان از آن بالا مى رفتند ايشان را خوش نمى داشتند و آسمان باران خود را و زمين پرورش رستنيها را دريغ داشت . پوست پستان جانوران شيرده بر آن خشك شد و هر دلير و دلاورى گريزان . جامه دين كهنه و فرسوده گرديد و اجراى حدود ، معطل و خونها بر هدر شد . حال آنكه پروردگارت در كمين است « پس خداوندشان به سبب گناهانشان بر آنان خشم گرفت و آن [ شهر ] را ويران كرد و بيم نكرد عاقبتش را » و خداوند حكومت شما را در اختيار ما نهاد .
اى بندگان خدا اين براى آن است كه بنگرد چگونه رفتار مى كنيد ، اينك سپاس ، سپاس كه از اسباب فزونى است . خداوند ما و شما را از هوسهاى گمراه كننده و شر فتنهها مصون بدارد كه ما از آن اوييم و متوكل بر او .
هنگامى كه داود بن على در كشتار بنى اميه افراط كرد ، عبد الله بن حسن عليه السلام
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 411
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٤١١