تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
و آن را به تفصيل بيان كرد و حال آنكه امير المومنين عليه السلام موضوع را براى عبد الله بن عباس به تفصيل بيان نفرمود بلكه به صورت مجمل نظير آنچه در همين خبر آمده است كه « اين پدر پادشاهان را بگير » و جملات كوتاهى كه تعريضى داشت اظهار فرمود ، ولى آن كسى كه پرده برداشت و موضوع پوشيده را آشكار ساخت محمد بن حنفيه بود . آنچه در اين مورد به اطلاع بنى اميه هم رسيده است همين گونه و از طريق محمد بن حنفيه است كه آنان را بر رازى كه مى دانست آگاه كرد ولى براى آنان بدانگونه كه براى بنى عباس به طور كاملتر گفته بود نگفت . ابو جعفر نقيب گفت : اما ابو هاشم موضوع را به محمد بن على بن عبد الله بن - عباس گفت و او را بر آن آگاه كرد و براى او توضيح داد . چون هنگام بازگشت از پيش وليد بن عبد الملك از شرات عبور كرد همانجا بيمار شد و ماند و چون مرگش فرا رسيد نامه‌ها و كتابهاى خويش را به محمد بن على بن عبد الله بن عباس سپرد و او را وصى خويش قرار داد و به شيعيان فرمان داد نزد محمد بن على آمد و شد داشته باشند . ابو جعفر نقيب مى گويد : به هنگام مرگ ابو هاشم سه تن از بنى هاشم حضور داشتند كه همين محمد بن على بن عبد الله بن عباس و معاويه بن عبد الله بن جعفر بن - ابى طالب و عبد الله بن حارث بن نوفل بن حارث بن عبد المطلب بودند . چون ابو هاشم درگذشت محمد بن على و معاوية بن عبد الله بن جعفر از خانه ابو هاشم بيرون آمدند و هر كدام مدعى بودند كه وصى ابو هاشم هستند ولى عبد الله بن حارث در اين مورد سخنى نگفت . ابو جعفر نقيب - كه خدايش رحمت كناد - مى گفت : در اين باره محمد بن على بن - عبد الله بن عباس راست مى گفت كه ابو هاشم به او وصيت كرده بود و آن صحيفه دولت را به او سپرده بود . معاوية بن عبد الله دروغ مى گفت ولى چون آن نامه را خوانده بود و در آن مطالب اندكى در مورد خود ديده بود مدعى وصيت شد و چون معاوية بن عبد الله درگذشت پسرش عبد الله مدعى شد كه وصى پدر است و او هم وصى ابو هاشم بوده است و آشكارا بر بنى اميه عيب مى گرفت . او را پيروانى بود كه نهانى معتقد به امامت او بودند تا هنگامى كه كشته شد .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 405 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى