تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
عمر بن عبد العزيز به حكومت رسيد ، او پيش وى آمد و گفت : قصد دارم با دختر دايى خود كه از خاندان حارث بن كعب است ازدواج كنم آيا اجازه مى دهى عمر بن - عبد العزيز گفت : خدايت رحمت كناد با هر كس كه مى خواهى ازدواج كن . او با دختر دايى خود ازدواج كرد و ابو العباس سفاح را براى او آورد . عمر بن عبد العزيز پس از سليمان به حكومت رسيده است و براى امثال ابو العباس سفاح تا هنگامى كه نوجوان برومندى نشده بود امكان باريابى به حضور خليفه فراهم نبود و اين امر انجام نيافت مگر به روزگار حكومت هشام بن عبد الملك . ابو العباس مبرد مى گويد : روايت شده است كه چون براى عبد الله بن عباس فرزندى متولد شد امير المومنين على عليه السلام او را در نماز ظهر حاضر نديد . فرمود : ابن عباس را چه پيش آمده كه در نماز حاضر نشده است گفتند : اى امير المومنين براى او پسرى متولد شده است . فرمود : پيش او برويم و چون پيش او آمد فرمود : سپاس خداوند بخشنده را بجا آوردى و براى تو در اين فرزند فرخندگى و بركت داده شد . او را چه نام گذشته‌اى گفت : اى امير المومنين آيا براى من جايز و رواست كه او را پيش از تو نام بگذارم فرمود : او را پيش من بياور و چون آورد او را گرفت و كام كودك را برداشت و برايش دعا كرد و او را به پدرش برگرداند و فرمود : اين پدر پادشاهان را بگير ، او را على نام نهادم و كنيه‌اش را ابو الحسن قرار دادم . مبرد مى گويد : هنگامى كه معاويه به حكومت رسيد به عبد الله بن عباس گفت : اجازه نمى دهم كه بر پسرت اين نام و كنيه جمع باشد . من او را كنيهء ابو محمد دادم و همين كنيه بر او اطلاق مى شد . مى گويم : از ابو جعفر يحيى بن محمد بن ابى زيد نقيب - كه خدايش رحمت كناد - پرسيدم : بنى اميه چگونه مى دانستند كه حكومت از آنان به زودى منتقل مىشود و بنى هاشم عهده‌دار آن خواهند شد و نخستين كس از بنى هاشم كه عهده‌دار حكومت مىشود نامش عبد الله خواهد بود ، و از كجا مى دانستند نخستين كس كه از بنى هاشم به خلافت برسد مادرش از خاندان حارث است و به همين سبب آنانرا از ازدواج با ايشان منع مى كردند و بنى هاشم از كجا مى دانستند كه حكومت به آنان خواهد رسيد ، آن هم پس از اينكه بردگان بنى اميه حكومت كنند و چگونه درست مى دانستند چه كسى به حكومت خواهد رسيد آن هم بدينگونه كه در اين خبر آمده است