تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
كه مدت سرآمده باشد ساز و برگ و شمار را سودى نيست . در جنگ زاب همين كه عبد الله بن على با لشكر خود پديدار شد - همگان سيه جامه بودند - پيشاپيش آنان رايات بزرگ سياه بر دوش مردانى قرار داشت كه سوار بر شتران بزرگ بودند . به جاى نى ها چوب رايت را از تنه بلند درختان بيد و و درختان خاردار ساخته بودند . مروان به كسانى كه نزديك او بودند گفت : مى بينيد چوبه نيزه‌هاى آنان به كلفتى و سختى تنه درخت خرماست و مى بينيد كه علمها و رايات ايشان بالاى اين شتران همچون قطعه‌هاى ابر سياه است همانگونه كه او با تعجب به آنها مى نگريست قطعه بزرگى از چوبهاى سياه خاردار به حركت درآمد و در اول لشكر عبد الله بن على افتاد و سياهى آن به سياهى پرچمها پيوست و مروان همچنين مى نگريست و متعجب بود و با شگفتى گفت : مى بينيد سياهى به سياهى پيوست و تمام صحنه را پوشاند و همچون ابرهاى سياه فشرده شد . سپس به مردى كه كنارش ايستاده بود رو كرد و گفت : آيا سالارشان را به من معرفى مى كنى گفت : آرى سالارشان عبد الله بن على بن عبد الله بن عباس بن عبد المطلب است . گفت : اى واى بر تو يعنى او از اعقاب عباس است گفت : آرى گفت : به خدا سوگند ، دوست داشتم كه اى كاش على بن ابى طالب عليه السلام عوض اين فرمانده ، فرماندهى لشكر را بر عهده مى داشت . گفت : اى امير المومنين آيا اين چنين مى گويى و حال آنكه شهرت شجاعت على تمام دنيا را آكنده است . گفت : واى بر تو آرى كه على همراه با شجاعت خود دين داشت و دين غير از پادشاهى است ، وانگهى براى ما از قول نياكان و پيشينيان ما روايت شده است كه در خلافت و پادشاهى ، على و فرزندانش را بهره‌يى نيست . مروان سپس پرسيد : او كداميك از اعقاب عباس است كه من شخص او را به خاطر نمى آورم آن مرد گفت : او همان مردى است كه در حضور تو با عبد الله بن معاوية بن عبد الله بن جعفر مخاصمه كرد . مروان گفت : شكل صورت او را بگو شايد به خاطرش آورم . گفت : او همان مرد درشت اندام سراپا غرق در آهن است كه چهره‌اش استخوانى و موهاى ريش او كم پشت است . او همان مرد سخنورى است كه چون آن روز گفتارش را شنيدى ، گفتى : خداوند به هر كس بخواهد
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 389 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى