تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
او بر كوبيدن قحطان انديشيدم نسبت به او غش ورزيدم و گفتم : اى امير المومنين ، تو را از اين رأى در پناه خدا قرار مى دهم ، مبادا كه اهل شرك را در مورد دختران و حرم خود حكم قرار دهى كه ايشان رومى هستند و روميان را وفايى نيست و نمى دانيم روزگار چه پيش مى آورد . اگر براى تو حادثه‌يى در سرزمين مسيحيان پيش آيد - كه خداوند هرگز جز خير براى تو نياورد - آنان كه پس از تو بمانند تباه و نابود خواهند شد . بلكه از رودخانه فرات بگذر و لشكرهاى شام را يكى يكى فرا خوان كه تو با شمار و ساز و برگى ، وانگهى در هر لشكر ترا ياران پسنديده هستند ، تا خود را به سرزمين مصر برسانى كه از لحاظ اموال و سپاهيان پياده و سواره آكنده‌ترين سرزمين خداوند است ، در آن صورت شام پيش روى تو و افريقا پشت سرت قرار دارد اگر آنچه دوست مى دارى ببينى به شام برمى گردى و در غير آن صورت به افريقا مى روى . مروان گفت : راست گفتى و من از خداوند طلب خير مى كنم . مروان از رودخانه فرات گذشت و حال آنكه به خدا سوگند از تمام قبيله قيس فقط دو تن با او رفتند : يكى ابن حديد سلمى - كه برادر شيرى مروان بن محمد بود - و ديگرى كوثر بن اسود غنوى و ديگر افراد قبيله نزار هم با همه تعصبى كه مروان در مورد ايشان داشت نسبت به او غدر و مكر ورزيدند و همين كه مروان از سرزمينهاى قنسرين و خناصره عبور كرد آنان به ساقه لشكر مروان حمله بردند و مردم حمص هم بر او شوريدند و چون به دمشق رسيد حارث بن عبد الرحمان حرشى عقيلى بر او شورش كرد سپس به اردن آمد آنجا هاشم بن عمرو تميمى بر او شوريد و چون از فلسطين عبور كرد مردم دمشق بر او شورش كردند و مروان دانست كه اسماعيل بن عبد الله در رأى خود با او غش ورزيده و براى او خيرخواهى نكرده است و خودش هم در مشورت با او اشتباه كرده است كه نبايد با مردى از قبيله قحطان كه نسبت به او خونخواه و دشمن است مشورت مى كرد و دانست رأى درست همان رأى نخست بوده كه خود را به ناحيه درب برساند و سپس در يكى از شهرهاى روم فرود آيد و با پادشاه روم مكاتبه كند . و قضاى خداوند انجام پذير است . و چون مروان در ناحيه زاب لشكر گاه ساخت از ميان سپاهيان خود از مردم شام و جاهاى ديگر صد هزار سوار برگزيد كه بر صد هزار اسب ورزيده سوار بودند و بر ايشان نگريست و گفت : ساز و برگ و نيروى مرتب و فراهمى است ولى هنگامى
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 388 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى