لاغر اندام بودند » و پيامبر ( ص ) شاد شد .
و اين گفتار آن حضرت كه فرموده است : « خداوند زبون كناد هر كه را كه قريش را زبون كند » و اين سخن را سه بار تكرار فرمود ، و اين گفتار ايشان كه فرمودهاند : « من پيامبرى هستم كه دروغ نگفته است ، من پسر عبد المطلبم » و اين گفتار : « مردم تابع و پيرو قريش اند ، نيكان از نيكان ايشان و تبهكاران از تبهكاران ايشان » و همچون اين گفتار پيامبر كه : « من پسر دو برگزيده و گرامى هستم » و اين سخن پيامبر خطاب به بنى هاشم : « به خدا سوگند هيچكس شما را دشمن نمى دارد و نسبت به شما كينه نمى ورزد مگر اينكه خداوندش با چهره [ بينى ] بر آتش مى افكند » ، و اين گفتار آن حضرت : « برخى از مردان را چه مىشود كه مى پندارند خويشاوندى با من سود بخش نيست و هيچ كس به اهل من كينه نمى ورزد مگر اينكه خداوند بهشت را بر او حرام مى فرمايد .
اخبارى كه در فضيلت قريش و بنى هاشم و شرف ايشان وارد شده است به راستى بسيار است و نمى خواهيم سخن را اينجا با برشمردن همه آنها به درازا بكشيم .
خطبه ( 96 )
از سخنان آن حضرت ( ع ) [ در اين خطبه كه با عبارت « و لئن امهل الله الظالم فلن يفوت اخذه و هو له بالمرصاد » « بر فرض كه خداوند ستمگر را مهلت دهد از فرو گرفتن او هرگز باز - نمى ايستد و خداوند براى او در كمين است » شروع مىشود پس از توضيح درباره