لغات بحث زير را ايراد كرده است ] : على عليه السلام سوگند مى خورد كه شاميان ناگزير بر مردم عراق پيروز مى شوند و اين به آن سبب نبود كه ايشان بر حق و عراقيان بر باطل بودهاند بلكه به آن سبب بوده است كه ايشان نسبت به امير خود فرمانبردارتر بودند . مدار پيروزى در جنگ بر فرمانبردارى سپاه و منظم بودن كار آن استوار است نه اينكه به حق معتقد باشند . اگر لشكرى از لحاظ عقيده بر حق ولى داراى آراى مختلف باشند و از تدبير - كننده و سالار خويش فرمانبرى نكنند در جنگ كارى از آنان ساخته نخواهد بود . به همين جهت است كه فراوان مى بينى كه اهل شرك بر اهل توحيد پيروز مى شوند .
آن گاه على عليه السلام در اين مورد نكته لطيفى نقل كرده است و مى گويد : عرف و عادت بر اين است كه رعيت از جور و ستم والى بترسد و حال آنكه من از ستم رعيت بر خودم بيم دارم . هر كس در احوال على عليه السلام در دوره خلافتش دقت كند مى فهمد كه دست على بسته بوده و نمى توانسته به آنچه در دل دارد برسد .
اين به آن جهت است كه كسانى كه او را به حق و حقيقت مى شناختهاند اندك بودهاند و بيشتر مردم در مورد او اعتقادى را كه بايد نداشتهاند و خلفايى را كه پيش از او بودهاند از او افضل مى دانستهاند ، و چنين مى پنداشتهاند كه افضليت در ترتيب خلافت است .
اخلاف آنان هم از نياكان خويش تقليد مى كردند و مى گفتند : اگر پيشينيان به فضيلت آنان آگاه نبودند آنان را مقدم نمى داشتند و على ( ع ) را پيرو و رعيت خلفاى پيش از خود مى دانستند . بيشتر كسانى هم كه همراه او جنگ مى كردند بر مبناى تعصب و حميت و تكبر و نخوت عربى بودند نه از روى عقيده و دين ، و على عليه السلام مجبور به مداراى با ايشان بود و نمى توانست آنچه را عقيده اوست اظهار فرمايد . مگر نمى بينى به قضات خود در شهرهاى مختلف چنين مى نويسد : « همانگونه كه قضاوت مى كرديد قضاوت كنيد تا آنكه مردم مجتمع باشند و من هم همان گونه كه يارانم مردند بميرم » و اين سخن محتاج به تفسير نيست و معناى آن واضح است كه مى فرمايد : اينك همان گونه كه قضاوت مى كرديد در مورد احكام و قضايا قضاوت كنيد تا مردم از اين گرفتاريها آرامش يابند و پراكنده نشوند و فتنه آرام يابد و در آن هنگام عقايد خود را
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 371
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٧١