تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
كه از اين پيش درگذشته و هرگز براى سنت خداوند دگرگونى نيابى . » و اگر گفته شود : چرا على فرموده است : « اگر من ميان شما نبودم با اصحاب جمل و نهروان جنگ نمى شد » و از جنگ صفين نام نبرده است در پاسخ گفته خواهد شد : زيرا در مورد اصحاب جمل و نهروان شبهه قوى بود و طلحه و زبير به بهشت وعده داده شده بودند و به عايشه هم وعده داده شده بود كه در آخرت هم مانند دنيا همسر پيامبر خواهد بود . حال طلحه و زبير در پيشگامى در مسلمانى و جهاد و هجرت هم معلوم بود ، همچنين حال عايشه در محبت پيامبر ( ص ) به او و ستودنش و نزول قرآن درباره‌اش معلوم بود . اهل نهروان هم همگى اهل قرآن و عبادت و كوشش و رويگردان از اين جهان و متوجه به امور آخرت بودند و ايشان پارسايان و قاريان قرآن عراقيان بودند ، اما معاويه فاسق و تبهكارى بود كه به انحراف از اسلام و كمى توجه به دين مشهور بود ، همچنين يار و ياورش عمرو بن عاص و سفلگان و سبكسران و بيخردان شاميان كه با آن دو بودند و از آن دو پيروى مى كردند چنان بودند كه جواز جنگ با ايشان و روا بودن كشتن ايشان بر كسى پوشيده نبود و اين بر خلاف احوال اصحاب جمل و نهروان است . و اگر گفته شود : اين مردى كه به وجود او وعده داده شده و على ( ع ) در مورد او فرموده است : « پدرم فداى پسر بهترين كنيزان باد » كيست گفته خواهد شد : اماميه چنين مى پندارند كه او امام دوازدهم ايشان و پسر كنيزى به نام نرجس است ، ولى ياران معتزلى ما مى پندارند كه او از اعقاب فاطمه ( ع ) است كه در آينده متولد خواهد شد و مادرش كنيزى است و اينك آن شخص موجود نيست . و اگر گفته شود چه كسى از بنى اميه در آن هنگام زنده خواهد بود كه على ( ع ) در مورد آنان و انتقام اين مرد از ايشان چنين فرموده است تا آنجا كه ايشان تقاضا مى كنند و دوست مى دارند كه كاش خود على عليه السلام به عوض آن مرد عهده‌دار كار ايشان باشد ، گفته مىشود : اماميه معتقد به رجعت هستند و چنين مى پندارند كه چون امام منتظر ايشان ظهور كند قومى از بنى اميه و ديگران عينا به جهان بر مى گردند و امام منتظر دستهاى گروهى از ايشان را خواهد بريد و به چشم گروهى از ايشان ميل خواهد
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 367 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى