تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
« هيچ كس جز من ياراى آن نداشت كه بر آن كار قيام كند و اگر من ميان شما نمى بودم هرگز با اصحاب جمل و نهروان جنگ نمى شد ، و به خدا سوگند ، اگر نه اين است كه بيم آن دارم توكل و اعتماد بر گفته من كنيد و عمل را رها سازيد به شما مى گفتم كه خداوند بر زبان پيامبرتان ( ص ) چه پاداشى بر كسى كه به گمراهى ايشان و هدايت ما دانا باشد و با آنان جنگ كند قرار داده است . پيش از آنكه مرا از دست دهيد از من بپرسيد كه من به زودى مى ميرم يا كشته مى شوم ، نه ، كه كشته مى شوم ، چه چيز شقى ترين امت را از خضاب كردن اين به خون بازداشته است » و دست به ريش و سر خود نهاد . بخشى ديگر از اين خطبه در مورد بنى اميه است كه ضمن آن فرموده است : « اهل باطل اين ملت بر اهل حق آن غلبه پيدا مى كنند و پيروز مى شوند آنچنان كه جهان انباشته از جور و ستم و عدوان و بدعتها مىشود تا آنكه خداوند جبروت آن حكومت و پايه‌هايش را درهم مى شكند و ميخهاى آن را بيرون مى كشد ، همانا كه شما آن حكومت را درك مى كنيد در آن حال قومى را كه اصحاب درفشهاى بدر و حنين بوده‌اند يارى دهيد تا به شما پاداش داده شود و دشمن آنان را يارى مدهيد كه در آن صورت بلا شما را از پاى درخواهد آورد و بدبختى به شما خواهد رسيد . » و از همين خطبه است : « مگر همچون انتصار بنده از صاحب خودش كه چون او را ببيند ناچار از او فرمان مى برد و چون غايب باشد دشنامش مىدهد ، و به خدا سوگند اگر آنان شما را زير سنگها پراكنده سازند باز خداوندتان شما را براى بدترين روزى كه بهره ايشان است جمح خواهد فرمود . » و از همين خطبه است : « در آن حال به اهل بيت پيامبرتان بنگريد ، اگر آنان بر زمين نشستند شما هم بر زمين بنشينيد و اگر از شما يارى خواستند يارى شان دهيد و خداوند فتنه را به مردى از خاندان ما از ميان برمى دارد . پدرم فداى پسر بهترين كنيزان باد كه به آن ستمگران چيزى جز شمشير نمى دهد ، آن هم با سراسيمگى آنان ، هشت ماه شمشيرش را از دوش خود برنمى دارد تا آنجا كه قريش مى گويند : اگر اين از پسران و اعقاب فاطمه مى بود بر ما رحمت مى آورد . خداوند او را به جان بنى اميه مى افكند تا آنان را در هم شكسته و ريز ريز كند . « هر جا در آيند نفرين شدگان اند . گرفته مى شوند كشته مى شوند كشته شدنى ، سنت خداوند در مورد آنان