معز الدوله به سبب گريز و سستى در جنگ او قطع شده بود ، و پسرش عز الدوله اسرافكار و خوشگذرانى بود كه زن باره و باده گسار بود و پسر عمويش عضد الدوله - فنا خسرو او را در ناحيه قصر الحبص [ كاخ گچ ] كنار دجله در جنگ كشت و پادشاهى او را از او ربود . و اينكه فرموده است آنان خليفگان را خلع مى كنند » همين گونه بوده است كه معز الدوله « مستكفى » را از خلافت خلع و به جاى او « مطيع » را گماشت و بهاء الدوله پسر عضد الدوله « طائع » را از خلافت خلع كرد و « قادر » را به خلافت نشاند و مدت پادشاهى آل بويه نيز چنان بود كه على عليه السلام خبر داده بود .
خبر دادن او به عبد الله بن عباس - رحمه الله - كه حكومت به فرزندان او منتقل خواهد شد و چنين بود كه چون على پسر عبد الله بن عباس متولد شد پدرش او را به حضور على ( ع ) آورد . امير المومنين او را گرفت و با آب دهان خويش دهان كودك را خيس كرد و با يك دانه خرما كه آن را قبلا در دهان خيس كرده بود كام او را برداشت و او را به پدرش باز داد و فرمود : اين پدر پادشاهان را بگير .
همين روايت كه آورديم صحيح است و آن را ابو العباس مبرد در كتاب الكامل خود آورده است و روايتى كه شمار خليفگان در آن ذكر شده است صحيح نيست و از كتاب مورد اعتماد نقل نشده است .
و چه بسيار اخبار غيبى كه بيان فرموده و همينگونه صحيح بوده است كه اگر بخواهيم همه را بياوريم بايد جزوههاى بسيار به آن اختصاص دهيم و كتابهاى سيره آن اخبار را به صورت مشروح آوردهاند .
اگر بگويى ، به چه سبب مردم به مناسبت اين اخبار غيبى كه صدق و راستى
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 363
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٦٣