تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
غالب شدن مغلوب مىشود » و اين گفتار امير المومنين در مورد همين ابراهيم كه فرمود : « تيرى ناشناخته به او مى رسد كه مرگش در آن است . بدبختا آن تير زننده ، دستش شل و بازويش ناتوان باد » و خبر دادن او از كشته شدگان منطقه « فخ » و اينكه « آنان بهترين مردم زمين هستند » . و خبر دادن او از تشكيل حكومت علوى در مغرب [ مراكش ] و تصريح او به نام « كتامة » كه ايشان همان گروهى هستند كه ابو عبد الله داعى معلم را يارى دادند و گفتار ديگر او كه در آن به پدر عبيد الله المهدى اشاره كرده و فرموده است : « او نخستين ايشان است و سپس صاحب قيروان كه گشاده روى سپيد چهره و داراى نسب پاك و خالص و از اعقاب كسى است كه « ذو البداء » و پوشيده در رداء است » . عبيد الله مهدى شخصى سپيد چهره بود كه سپيدى رويش با سرخى آميخته و تنومند بود ، منظور از ذو البداء اسماعيل پسر امام جعفر صادق - عليه السلام است و جسد او پس از مرگ پوشيده به رداء بود و پدرش چون اسماعيل مرد ، او را در ردايى پوشاند و سران شيعه را كنار جسد او دعوت كرد تا آن را ببيند و مرگش را بدانند و شبهه ايشان بر طرف شود . خبر دادن على عليه السلام در مورد آل بويه و گفتارش دربارهء آنان كه از آن جمله اين است : « و از ناحيه ديلمان پسران صيادى خروج مى كنند » و پدر ايشان ماهيگير بود كه فقط به اندازه قوت روزانه خود و عيالش ماهى مى گرفت و با فروش آن روزگار مى گذارند و خداوند متعال سه پسر بلا فصل او را پاشاهى داد و ذريه ايشان را چندان پراكنده كرد كه به پادشاهى ايشان مثلها زده مى شد . گفتار ديگر امير المومنين عليه السلام درباره آل بويه كه فرمود : « سپس كار حكومت ايشان چنان بالا گرفت كه زوراء [ بغداد ] را تصرف و خليفگان را از خلافت خلع كرد » . كسى پرسيد : اى امير المومنين ، مدت پادشاهى آنان چه اندازه خواهد بود فرمود : « صد سال يا اندكى بيشتر » . و اين گفتار او در مورد ايشان : « و آن اسرافكار خوشگذران را كه پسركى است كه دست او قطع شده است ، پسر عمويش كنار دجله خواهد كشت » كه اين سخن اشاره به عز الدوله بختيار پسر معز الدوله است ، يك دست
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 362 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى