تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
زبير در حضور مردم گفته است : اين پاداش ما از سوى على است براى او در كار عثمان قيام كرديم تا كشته شد و چون به يارى ما به آنچه مى خواست رسيد كسانى را كه ما از آنان برتر بوديم بر ما برترى داد . طلحه هم گفت : سرزنش جز بر خود ما نيست ، ما سه تن از اهل شورى باقى مانده بوديم ، يكى از ما - يعنى سعد بن ابى وقاص - على را خوش نداشت ، ما دو تن با او بيعت كرديم ، آنچه در دست ما بود به او داديم ، ولى او آنچه را در دست داشت از ما بازداشت . امروز چنانيم كه در مورد اميدى كه ديروز داشتيم اشتباه كرده‌ايم و در مورد فردا همين را هم كه امروز به اشتباه خود پى برده‌ايم اميد نداريم . اگر بگويى ، ابو بكر هم اموال را همان گونه كه على عليه السلام قسمت مى كرد به تساوى مى پرداخت ، پس چرا مردم كار او را زشت نشمردند آن چنان كه به روزگار امير المومنين عليه السلام زشت شمردند و فرق ميان اين دو حالت چيست مى گويم : ابو بكر بدون فاصله زمانى ، همان گونه كه پيامبر ( ص ) اموال را تقسيم مى فرمود عمل كرد . چون عمر عهده‌دار خلافت شد و گروهى را بر گروه ديگر برترى داد ، مردم چگونگى تقسيم اول را فراموش كردند و كار عمر را پذيرا شدند . روزگار عمر هم طولانى بود و محبت مال و فراوانى عطا در دل مردم [ مهاجران و انصار ] ريشه دوانيد ، گروه ديگرى هم كه بر آنان ستم شده بود به قناعت روى آوردند و براى هيچيك از آن دو گروه تصور نمى شد كه ممكن است اين حالت دگرگون شود يا تغييرى بپذيرد . چون عثمان به حكومت رسيد كار را همان گونه كه عمر انجام داده بود انجام داد و اعتماد و وثوق آن قوم به دريافت آن چنانى اموال بيشتر شد و هر كس به كارى عادت كند و انس بگيرد ترك آن كار و تغيير عادت بر او دشوار است . چون امير المومنين على عليه السلام عهده‌دار كار شد و خواست تقسيم اموال را به شيوه روزگار پيامبر ( ص ) و ابو بكر برگرداند بر ايشان بسيار دشوار آمد چه ، آن را فراموش كرده و دور